عاليجناب
بانكى مون،
دبير كل محترم
سازمان ملل
مردم ايران از
نظر "موقعيت
بين المللى" و
"وضعيت
داخلى" در شرايط
ويژهای به سر
میبرند. از
نظر بين
المللى خطر
حمله نظامى
آمريكا و
تحريم هاى
گسترده شوراى
امنيت آنان را
تهديد میكند
و از نظر
داخلى ، يك
حكومت خودكامه، از طريق
سركوب سازمان
يافته ،
گسترده و
مداوم آنها را
در شرايط مرگ
و زندگى
زندانى كرده
است.
دولت آمريكا
طى نيم قرن
گذشته نه تنها
هيچگاه به رشد
دموكراسى در
ايران كمك
نكرده است،
بلكه در تمام
طول اين
سالها تمام
سياست ها و
اقداماتش به
زيان نيروهاى
دموكرات و
آزاديخواه
ايرانى بوده
است. كودتا عليه
دولت ملى
مصدق، و
حمايت بى دريغ
از رژيم
خودكامه شاه
به عنوان
ژاندارم
آمريكا در خليج
فارس تنها
گوشهای از آن
سياست
نادرست است.
رويارويى
دولت هاى
آمريكا و
ايران طى سه
دهه گذشته،
شرايط را براى
نيروهاى
آزاديخواه و
مدافع حقوق
بشر ايرانى
بسيار دشوار
كرده است.
رژيم ايران در
اين شرايط به
بهانه خطرات ناشى
از اقدامات
دولت آمريكا ،
نيروهاى نظامى
– امنيتى را بر
سر كار آورده
، تمامى منابع
اطلاع رسانى
مستقل داخلى
را تعطيل
نموده ، و فعالان
حوزه حقوق بشر
را به نام
عوامل دشمن
سركوب مینمايد.
دولت آمريكا
با تصويب
بودجهای
براى كمك به
دموكراسى در
ايران كه در
واقع صرف
هزينه هاى
مربوط به
نهادها و
رسانه هاى رسمى
وابسته به
دولت آمريكا
شده است، اين
فرصت را براى
دولت ايران
فراهم آورده
است كه مخالفان
خود را مزدور
دولت آمريكا
بخواند و با
دستان گشوده
آنها را سركوب
نمايد. از سوى
ديگر، حتى
سخن گفتن از
"احتمال"
حمله نظامى به
ايران هم كار
را بر
آزاديخواهان
و مدافعان
حقوق بشر در
ايران دشوار
میكند. هيچ
ايرانىای
حاضر نيست
شرايطى مشابه
عراق يا
افغانستان
براى ايران
پيش آيد.
همچنين
نيروهاى
دموكرات
ايرانى با
نگرانى عميقى
حمايت برخى
محافل
آمريكايى را
در حمايت از
حركتهاى تجزيه
طلبانه در
ايران شاهدند.
حفظ تماميت
ارضى ايران،
براى تمامى
مبارزان
دموكراسى و
حقوق بشر در
ايران مهّم
است. ما
دموكراسى را
براى ايران و
تمام مردم
ايران میخواهيم.
و در عين حال
بر اين باوريم
كه تجزيه
كشورهاى منطقه
خاورميانه به
آشوب هاى
گسترده و
طولانى مدّت
منطقهای
دامن خواهد
زد. دولت
آمريكا براى
كمك به فرايند
دموكراتيك
شدن منطفه
خاورميانه
مى تواند به
برقرارى صلحى
عادلانه ميان
اعراب واسرائيل
كمك نمايد و
امكان تشكيل
يك دولت
واقعاً مستقل
فلسطينى را
در كنار دولت
مستقل
اسرائيل
فراهم آورد.
حلّ عادلانه
مسأله اعراب و
اسرائيل و
تشكيل دولت
مستقل
فلسطينى،
بزرگترين
ضربه را به
بنياد گرايى و
تروريسم در
منطقه
خاورميانه
وارد خواهد
آورد.
آقاى دبير كل
موقعيت
خطرناك بين
المللى ايران و
پيامد هاى
نزاع دولت
ايران با
دنياى غرب، توجه
جهانى ،
خصوصاً
سازمان ملل
را از شرايط
غير قابل
تحملى كه رژيم
ايران براى
مردم ايران پديد
آورده، به كلى
منحرف كرده
است. نزاع بر
سر تعليق غنى
سازى
اورانيوم
نبايد موجب
فراموشى اين
نكته شود كه
انقلاب مردم
ايران در سال
۱۹۷۹ اگرچه
انقلابى
مردمى بود
اما به هيچ
وجه به شكل
گيرى نظامى
دموكراتيك و
ملتزم به حقوق
بشر نينجاميد.
دولت ايران،
يك دولت بنياد
گراى مذهبى
است كه حوزه
خصوصى را به
رسميت نمیشناسد
، جامعه مدنى
را سركوب و
حقوق بشر را
پايمال كرده و
میكند .
هزاران زندانى
سياسى در دهه
اول انقلاب
بدون حق دسترسى
به دادرسى
عادلانه
اعدام شدند و
دهها دگرانديش
و دگرباش طى
دهه دوم پس از
انقلاب
اسلامى ترور
گرديدند.
مطبوعات
مستقل بى وقفه
توقيف و
روزنامه
نگاران راهى
زندانها میشوند.
تمام سايت هاى
اطلاع رسانى
فيلتر میشود
و كتاب ها يا
اجازه انتشار
نمیيابد يا
پيش از انتشار
به تيغ سانسور
شديد سپرده
میشود. زنان
ايرانى در
شرايط كاملاً
نابرابر با مردان
قرار دارند، و
هنگامى كه
برابرى حقوقى خود
را مطالبه میكنند،
به اتهام
اقدام عليه
امنيت ملى به
انواع فشارها
و مجازاتهاى
غير قانونى از
جمله زندان
محكوم میشوند.
در دهه
آغازين قرن
بيست و يكم
هنوز مجازات
سنگسار(بدترين
نوع شكنجه
توأم با مرگ)
از جمله
مجازاتهايى
است كه مطابق
قانون در حقّ
پارهای
شهروندان
ايرانى اعمال
میشود. گروهى
از معلمان
ايرانى كه
براى بهبود وضعيت
معيشتى خود
دست به اعتراضاتى
مدنى و مسالمت
آميز زده بوده
اند، از كار
اخراج شده
اند، و شمارى
از آنها به
مناطق
دورافتاده
تبعيد و يا
مظلومانه به
زندان افكنده
شده اند.
كارگران
ايرانى ازحق
تشكيل اتحاديه
هاى كارگرى
مستقل از دولت
محروم اند. كارگرانى
كه براى احقاق
حقوق صنفى خود
تقاضاى تأسيس
اتحاديه هاى
كارگرى را
دارند مورد ضرب
و شتم قرار میگيرند
و به زندان
افكنده میشوند.
دانشجويان
ايرانى طى
سالهاى گذشته
بيشترين
هزينه ها را
راه دفاع از
آزادى و حقوق
بشر پرداخته
اند.
دستگاههاى
امنيتى
وابسته به دولت
از ورود
جوانانى كه
منتقد عقايد
رسمى حكومت
اند به
دانشگاهها
جلوگيرى میكند،
و دانشجويانى
كه از صافى
گزينشهاى
عقيدتى و سياسى
به سختى عبور
میكنند و به
دانشگاه راه
میيابند
حقّ هيچ گونه
فعاليت
ناقدانه
مسالمت آميز
عليه دولت را
ندارند، و در
صورتى كه فعاليتهاى
آنها مورد
پسند صاحبان
قدرت قرار
نگيرد، از
دانشگاه
اخراج میشوند،
و حتّى در
بسيارى موارد
به زندان
افكنده میشوند.
همچنين
جمهورى
اسلامى قريب
به يك ربع قرن
است كه اساتيد
دگرانديش را
از دانشگاهها
اخراج كرده و همچنان
میكند. از
سوى ديگر، در
زندانهاى
جمهورى اسلامى
مخالفان را
وادار میكنند
كه به جرائم
ناكرده
اعتراف و از
آنها ابراز
ندامت
نمايند، و آن
اعترافات
ساختگى را كه
تحت فشار
انجام
پذيرفته است
به شيوه هاى
استالينيستى
در رسانه هاى
عمومى به
نمايش میگذارند.
در ايران
انتخابات
رقابتى ،
عادلانه و
منصفانه وجود
ندارد، و به
جاى آن
انتخاباتى
فرمايشى و
سرشار از تقلب
برگزار میشود.
و حتّى كسانى
هم كه به اين
شيوه فرمايشى
به پارلمان و
قوّه مجريه
راه میيابند
امكان و
اختيارى براى
تغيير و تحول
ندارند. تمام
اختيارات
قانونى و
فراقانونى در
دست رهبر است
كه به شيوه
سلاطين
خودكامه بر
حكومت حكم مى
راند.
آقاى دبير كل
آيا جنابعالى
مطلع ايد كه
در ايران
منتقدان و دگرانديشان
و دگرباشان
قانوناً از "
حق حيات "
محروم هستند؟
مطابق ماده
۲۲۶ قانون
مجازات
اسلامى و
تبصره ۲ ذيل
بند ج قسمت ب
ماده ۲۹۵ همان
قانون هر كس
هر شهروندى را
مهدورالدم
تشخيص دهد حق
دارد او را به
قتل برساند.
طى ساليان
گذشته
دگرانديشان و
دگرباشان
بسيارى با
استناد به اين
ماده به قتل
رسيده اند و
جنايتكاران
در دادگاهها
تبرئه شده
اند. در اين
شرايط هيچ
دگرباش و
دگرانديشى در
ايران حق
حيات ندارد.
چون مطابق
احكام فقهى و
قوانين
جمهورى
اسلامى دايره
" مهدور الدم"
بسيار وسيع
است.
آيا جنابعالى
مطلع ايد كه
در ايران
نويسندگان
قانوناً
ممنوع القلم
میشوند.
مطابق تبصره ۸
بند ۲ ماده ۹
قانون مطبوعات،
نويسندگانى
كه به اتهام
"تبليغ عليه
نظام" متهم
شود ، تا آخر
عمر "حق هيچ
گونه فعاليت مطبوعاتى
را ندارند".
طى سالهاى
گذشته تعداد
زيادى از
نويسندگان و
روزنامه
نگاران در دادگاهها
به اتهام
تبليغ عليه
نظام محكوم
شده اند.
احكام
دادگاهها
حاكى از آن است
كه هرگونه
انتقاد از
نهادهاى
حكومتى تبليغ
عليه نظام
محسوب میشود.
آقاى دبير كل
مردم ايران و
نيروهاى
آزاديخواه
ايرانى در شرايط
دشوارى زندگى
میكنند. آنها
به حمايت
اخلاقى –
معنوى
آزاديخواهان
جهان و دخالت
مؤثر سازمان
ملل نياز
دارند. ما
حمله نظامى به
ايران ، به هر
دليل و بهانهای
، را رد میكنيم.
و در عين حال،
از شما و تمام
روشنفكران و
آزاديخواهان
جهان تقاضا و
انتظار داريم
كه حكومت ناقض
حقوق بشر در
ايران را
اخلاقاً محكوم
نماييد، و
خصوصاً از شخص
جنابعالى به
عنوان دبيركل
سازمان ملل
متوقعيم كه در
جهت ايفاى
وظيفه
قانونى خود
حكومت ايران
را به واسطه نقض
گسترده مواد
اعلاميه
جهانى حقوق
بشر، و نيز
ساير تعهدات
بين المللى
اش در رابطه
با حقوق بشر
مورد شماتت و
توبيخ قرار
دهيد. ما خصوصاً
اميدواريم كه
با دخالت سريع
جنابعالى
تمام
زندانيان
سياسى –
عقيدتى ايران
كه روز به روز
در شرايط
دشوارتر و
مصيبت بارى
ترى قرار میگيرند
از زندانها
آزاد شوند .
ملّت ايران از
خود میپرسند
كه آيا شوراى
امنيت سازمان
ملل فقط براى
تعليق غنى
سازى
اورانيوم
قاطعيت و
كارآيى دارد،
اما زندگى
مردم ايران كه
حقوق اساسى
آنها روز به
روز به نحو
فزاينده مورد
تعرض قرار میگيرد
از منظر آن
شورا مهم تلقى
نمیشود؟
آزادى،
دموكراسى، و
حقوق بشر حق
مسلم مردم
ايران است. ما
ايرانيان
اميدواريم كه
سازمان ملل و
نيز تمام
نهادها و
افراد مدافع
دموكراسى و
حقوق بشر
حمايت خود را
از جنبش
آزاديخواهى و
دمكراسى
طلبى مردم ايران
دريغ نكنند.
اكبر گنجى
۱۸سپتامبر
۲۰۰۷
۱-
تبصره ماده
۲۹۵:" در صورتى
كه شخصى كسى
را به اعتقاد
قصاص يا
مهدورالدم
بودن بكشد و
اين امر بر
دادگاه ثابت
شود و بعداً
معلوم گردد
كه مجنى عليه
مورد قصاص و
يا مهدورم
الدم نبوده
است ، قتل به
منزله خطا و
شبه عمد است. و
اگر ادعاى خود
را در مورد
مهدورالدم بودن
مقتول به
اثبات برساند
قصاص و ديه از
او ساقط است ".
دفتر رهبر
جمهورى
اسلامى ايران
طى نامهای
حكم وى را در
اين خصوص به
قوه قضائيه
ابلاغ مینمايد:"
در موارد
احكام قصاص
صادره از
محاكم در مورد
ماموران
وبسيجيانى كه
در مقام انجام
وظيفه شرعى يا
به اعتقاد
مهدورالدم يا
تحت عنوان
نهى از منكر
مرتكب قتل
عمدى شده يا
میشوند،
مقام معظم
رهبرى ضمن
تشكر از اعمال
حساسيت به
موارد مذكور
مقرر فرموده
اند هر مورد از
اين قبيل با
عنايت و تكيه
برجهتى كه
شايسته است
موجب تبديل
قصاص به ديه
شود به معظم
له منعكس
گردد"( ياس نو
، ۲۷/۷ ۱۳