فرهنگ قاسمی*

ghassemi@cogefi.com

 

 

جنبش انتخابات آزاد، هم تعبیه هم تدبیر

 

مقدمه

 

برای احراز موفقیت در مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، چه در جهت پیشرفت فردی باشد و چه در جهت رشد و تحول و تغییر یک کشور و جامعه، یک صنعت، یک مرکز تولیدی، انتخاب درست و حساب شده، امر بسیار مهم و تعیین کننده­ای است. حق انتخاب یعنی آزادی در ارجحیت دادن به یکی از امکانات متعدد موجود که برتر و پر ثمرتر بوده و در انطباق با اهداف مرحله­ای و در راستای منافع نهایی انتخاب کننده باشد. در هر انتخاب رقبا با توجه به تاکتیک­های خود سعی می­کنند ما را از انتخاب درست دور سازند، چرا که منحرف کردن ما می­تواند موجب افزایش شانس آنها در امر پیروزی باشد. پس وظیفه­ی هر انتخاب کننده­ای است که هم در جستجوی درست یا درست­ترین انتخاب باشد و هم تاکتیک­های رقبای خود را خنثی کند و هم تدابیری را به کار گیرد که دشمن در انتخاب درست خود دچار مشکل و تردید گردد. اپوزیسیون ایران امروز با دو مسأله­ی عمده در چالش است؛ یکی مبارزه برای انتخابات آزاد و عادلانه و کوشش در جهت شرایط لازم برای عملی شدن آن و دیگری دفاع از صلح در مقابل جنگ احتمالی و حمله­ی آمریکا یا اسرائیل و مدافعان آنان به ایران. نگاهی کوتاه به آنچه که از سوی اپوزیسیون بیان می­شود، این گمان را برمی­انگیزد که او درست­ترین انتخاب خود را هنوز تشخیص نداده است، چرا که نیروهای محدود خود را برای دست یافتن به هر دو مورد بسیج می­کند. در دستیابی به یک هدف، ممکن است راه­کارهای گوناگونی وجود داشته باشد، ولی انتخاب بهترین آنهاست که نقش بسزایی در احراز موفقیت، ایفا می­کند. در نتیجه، یافتن درست­ترین راه­کار برای رسیدن به یک هدف پایه­ای مهم است.

امروز که دو جبهه در مقابل اپوزیسیون قرار دارد باید قادر بود درست­ترین را انتخاب نمود. اگر هدف استقرار دمکراسی و حاکمیت ملت در ایران باشد، این امر با وجود جمهوری اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه امکان ندارد، اگر بخواهیم که این امر در اثر جنگ و دخالت خارجی و انقلاب خونین انجام نپذیرد، پس باید از طریق فراهم آوردن شرایط لازم برای یک انتخابات آزاد و عادلانه باشد. هیچکس و هیچ فرد میهن دوستی نمی­تواند مخالف صلح باشد، ولی جنبش برای صلح، تدبیری نیست که باید نیروها را برای آن تعبیه کرد، صف آرایی استراتژیک نیروهای اپوزیسیون امروز باید در جهت ایجاد شرایط لازم برای انتخابات آزاد باشد، وگرنه اپوزیسیون خواسته یا ناخواسته در دام جمهوری اسلامی و امپریالیسم جهانی افتاده است و این گام­ها در امر حقوق فردی و اجتماعی شهروندان ایرانی مفید نخواهد بود. در این مقاله کوشش خواهد شد که از این منطق، دفاع و تدابیر و راه­کارهایی برای پیشبرد آن ارایه گردد و در پایان یک برنامه­ی حداقل در ده ماده برای همبستگی اپوزیسیون پیشنهاد می­شود.   

 

الف - جنبش دوستداران صلح و مخالفان جنگ!

آیا واقعا خطر جنگی وجود دارد و آمریکا با تأیید یا بدون تأیید 1+5 به ایران حمله­ی نظامی خواهد کرد؟

گروه بزرگی از اپوزیسیون در داخل کشور خطر جنگ را به طور جدی احساس کرده و تشکیلاتی را برای صلح و مبارزه با جنگ به وجود آورده­اند. احتیاط آنها از خطر جنگ حتما بی جهت و بی اساس نیست، به ویژه وقتی در بین آنها افرادی مشاهده می­شوند که سابقه­ی سیاسی روشن و مثبتی دارند. اما به موازات آن این خطر را، برخی از رهبران جمهوری اسلامی نیز به طور مرتب بیان و بر روی آن تبلیغ می­کنند. هاشمی رفسنجانی، پدر خوانده­ی مافیای جمهوری اسلامی می­گوید " خطر جدی است" و این رئیس مجلس خبرگان رژیم جمهوری اسلامی برای جلوگیری از خطر جنگ از اتحاد ملی گفتگو کرده و درهمایش " اتحاد ملی و راهبردها و سیاست­ها"، خواستار همبستگی ملی شده و کوشش دارد تفرقه و تنازع موجود در میان گروه­های متفاوت قدرت حاکم را از بین برده و با سند 18 ماده­ای خود اختلاف­ها را به اتحاد عمل تبدیل سازد. اتحادی که او دنبال می­کند برای حفظ و بقای رژیم، با توجه به نزدیک شدن انتخابات است که آن را با مستمسک خطر جنگ آرایش می­دهد و می­گوید " ما انسجام اسلامی را مکمل اتحاد ملی می­دانیم" و بدین وسیله کوشش دارد با بازی با کلمه­ی ملی، همچون سال­های گذشته بخشی از توده­ی مردم را به خود جلب کند.

جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا در همان روزها در مصاحبه­ی تلویزیونی خود با مهم­ترین خبرنگار فرانسوی در کانال یک فرانسه در پاسخ به سؤال حمله به ایران می­گوید " ما مسأله ایران را پشت میز مذاکره حل خواهیم کرد." برای اینکه این بخش از بحث روشن باشد، باید تذکر داد که مخالفت اپوزیسیون با جنگ از نقطه نظر متد و ماهیت عمل، هیچ ارتباطی با مخالفت دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی ندارد. اما اینکه حاصل و برآیند این دو حرکت، آب به آسیاب کدام گروه خواهد ریخت؛ پرسشی است که در دنباله­ی این نوشته پاسخ خود را خواهد یافت. به قول سارا دانیل، خبرنگار امور خاورمیانه  نشریه­ی نوول ابزرواتور درتاریخ  8 نوامبر 2007، " جناح­های مختلف رژیم جمهوری اسلامی برای رسیدن به قدرت با هم در جنگ­اند، اما هیچیک از آنها احتمال نمی­دهند که حمله به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می­تواند رژیم را متزلزل سازد، برعکس چنین حرکتی می­تواند کشور را علیه دشمن خارجی متحد سازد."

آیا امروز انتشار خبر قطع غنی سازی اورانیم برای تسلیحات اتمی از سال 2003 در ایران توسط  NIE 1 از سوی خبرگزاری رویتر، سوم دسامبر 2007 و دروغ بزرگ جرج دبلیو بوش که در پاسخ به خبرنگاران می­گوید فقط یک هفته است که من از این موضوع اطلاع دارم ( به نقل از روزنامه لبنانی فرانسوی زبان 2 ، ششم دسامبر 2007) و اظهارات روزنامه لوموند 3، ششم دسامبر 2007، در مقاله­ی 4 که می­گوید "بوش" ازاین جریان قبلا مطلع بوده است و  رئیس 5 NIE درماه اوت، "بوش" را در جریان امر گذارده است، قلب اخبار توسط البرادعی،  " سیا" و پانزده سازمان جاسوسی وابسته به آن و مقامات جمهوری اسلامی و سیاست دنباله­روی " سارکوزی" از آمریکا ( اومانیته 6، پنجم دسامبر 2007)، حاکی از دامن زدن به تشویش و انحراف افکار عمومی برای حفظ منافع صاحبان قدرت و ثروت و افتادن در منطق سیاست­های بنیادگرا و ماجراجوی رهبران ایران و آمریکا نیست!

رژیم جمهوری اسلامی به طور تاکتیکی به امر جنبش صلح دامن می­زند، زیرا منافع خاص خود را دارد. اما اپوزیسیون همانقدر که در دفاع از به وجود آوردن شرایط لازم برای انتخابات آزاد محق است و درست عمل کرده است در مورد جنبش برای صلح در اشتباه تاکتیکی قرار دارد و اگر آب به آسیاب جمهوری اسلامی نریزد حداقل می­توان به راحتی گفت که نیرو و انرژی خود را هدر می­دهد. برای هر اپوزیسیون در طی مبارزه، شرایطی پیش می­آید که بر سر دو راهی قرار می­گیرد، آنچه که موجب پیروزی او می­تواند گردد انتخاب راه درست و نبرد در میدان واقعی مبارزه است. تنها پافشاری بر حقوق فردی و اجتماعی و فراخوان آحاد ملت به مبارزه برای به دست آوردن این حقوق ساده و روشن و قابل فهم است که می­تواند بسیج کننده باشد.  

 

ب - مخالفان و موافقان جنبش انتخابات آزاد

آیا در انتخابات آینده­ی ایران دوباره در به همان پاشنه خواهد چرخید و نمایندگان واقعی مردم همانند 29 سال گذشته سرکوب، زندان، محکوم و اعدام خواهند شد و رژیم جمهوری اسلامی قادر خواهد شد باز حاکمیت استبدادی و استعبادی وعقب مانده­ی مذهبی خود را به مردم ایران تحمیل کند؟

لازم به یادآوری است که اپوزیسیون باید بکوشد تا تحلیل درستی از رژیم ارایه دهد؛ میزان نفوذ جمهوری اسلامی را در زندگی توده­ی مردم، امکانات جایگزینی­های رهبری، قدرت تاکتیکی و استراتژیکی گردانندگان اصلی آن، قدرت نظامی­اش در داخل و در منطقه، روابط بین­الملل او به ویژه روابط اقتصادی و سیاسی­اش با قدرتمداران، حضورش در صحنه­ی تبلیغاتی جهان، عدم عقب­نشینی­ او بر روی مواضع­اش، حرکت از موضع قدرت و کوشش در تحمیل جهان­بینی خود و تبلیغ در مورد آن و ... را نباید از نظر دور داشت. سوال اساسی باید این باشد؛ چگونه می­توان این توانایی­ها را خنثی کرد؟   

علیرغم همه­ی این شرایط که غالبا در کفه­ی مثبت ترازوی او قرار دارند، امروز برای نخستین بار مسأله­ی انتخابات و شعار اپوزیسیون برای آزادی انتخابات، به پاشنه­ی آشیل او تبدیل شده است. این انتخابات بیشتر به دلیل افکار عمومی جهان و گاهی به دلیل رقابت­های خصمانه در داخل قدرت و همینطور به جهت گسسته شدن گروه­هایی که در گذشته به اشتباه فکر می­کردند می­توان بدیلی از داخل آخوندها یافت که اصلاح طلب و غیره باشد، از حساسیت ویژه­ای برخوردار است. نباید اشتباه بکنیم که قدرت­های خارجی پیش از اینکه علاقمند دمکراسی در ایران باشند، بیشتر مدافع منافع مالی خود هستند.مسأله­ی تسلیحات اتمی اگرچه در مرکز مباحث و مخاصمات ایران و قدرت­های انحصارطلب قرار گرفته است، راه حل آن بستگی به حکومتی دارد که پس از انتخابات بر سر کار خواهد آمد و عاقبت حکومت آینده­ی ایران شدیدا به نقش اپوزیسیون بستگی دارد.

 

اگر حاکمیت جمهوری اسلامی همچنان ادامه پیدا کند، خطر جنگ امکان بسیاری خواهد داشت، ولی اگر اپوزیسیون قادر باشد خود را بر حاکمیت اسلامی تحمیل کند و از جمله در اثر انتخابات آزاد، عنان و زمام رهبری جامعه را به دست بگیرد خطر جنگ از بین خواهد رفت. اپوزیسیون همواره خواستار آن بوده است که شرایط بین­المللی درجهت مطالبات او عمل کند. امروز تحت عناوین و دلایل مختلف، از جمله مسأله­ی تسلیحات اتمی، شرایط حقوق بشر، فشار بر مخالفان، فشار بر سندیکاهای کارگران، فشار بر فعالان سیاسی، فشار بر زنان، فشار بر اقلیت­های دینی وعقیدتی و قومی، فشار بر جوانان، روزنامه نگاران، حقوق­دانان و ... حتی فشار بر بخشی از روحانیون که در جهان انعکاس پیدا کرده است، شرایط بین­المللی درجهت مطالبات اپوزیسیون عمل می­کند. نزدیک شدن انتخابات، خود زمینه­ی بسیار مناسبی است در کف اپوزیسیون که از آن می­تواند یا با برنده شدن در این مبارزه و یا اگر در اثر دخالت قدرت استصوابی و ضرب و شتم مخالفان، موفق نشد با افشای بیش از پیش، جمهوری اسلامی را رسواتر کرده و به جنبش ضد رژیم دامن زده، خود را به کسانی که سال­هاست حقوق مردم ایران را زیر پا می­گذارند، تحمیل کند. هوشیاری استراتژیک ایجاب می­کند که اپوزیسیون، نیروهای خود را در جهت دفاع از انتخابات آزاد به کاراندازد و از هدر دادن  نیروی خود برای خطر احتمالی جنگ خودداری و دوری کند.

 

پیشنهاد تأسیس انجمن­های حمایت از " کمیته دفاع از انتخابات آزاد و عادلانه" و واکنش­ها

نگارنده در مقاله­ای که در روز 29 اکتبر2007، یک روز پس از اعلان تأسیس " کمیته دفاع از انتخابات آزاد و عادلانه" ارایه داد، از اپوزیسیون داخل و خارج کشور و به ویژه از مردم ایران دعوت کرد با تشکیل انجمن­های خود مختار و مستقل، دفاع از " کمیته دفاع از انتخابات آزاد و عادلانه" را به عهده بگیرند.

مقصود از چنین پیشنهادی به وجود آمدن نهادهای دفاعی می­باشد که خود خاصیت و ظرفیت تبدیل شدن به هسته­های راستین مقاومت و مبارزه برای ابتدایی­ترین حق شهروندی، یعنی حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را داراست و می­توانند به روانه­های اجتماعی تبدیل گردند که نخستین جویبارهای حرکت مردمی و گفتمان برای دمکراسی را به وجود آورند. به عبارت دیگر پیشنهاد تشکیل انجمن­ها، آلترناتیو سالم و ساده­ای بر نبود آزادی فعالیت احزاب سیاسی در شرایط کنونی جامعه­ی ایرانی است و بسیاری از افراد و محافل مخالف رژیم آن را تأیید کردند.

 

در عین حال پیشنهاد نگارنده منجر به واکنش­هایی شد که با توجه به اهمیت اظهار نظرها، می­توان آنها را به چهار گروه تقسیم کرد؛ برخی از آنها به آدرس الکترونیکی بنده رسید، برخی در زیرمقاله که در سایت­های مختلف چاپ شده بود درج شد و بخشی در اظهار نظرات رادیویی یا تلویزیونی و مقالات سیاسی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم آمده است.

 

گروه اول می­گویند رژیم مشروعیت ندارد، پس چگونه می­توان در چنین انتخاباتی شرکت کرد؟ نگارنده در هیچیک از نوشته­هایش نگفته است که این رژیم مشروعیت دارد، هدف این مقاله­ها فقط و فقط فراهم نمودن بستر و شرایطی است که انتخابات به شکل آزاد در جامعه­ برگزار شود. انتخابات آزاد حق شهروندی و بنیادی هر انسان، یعنی حقوق فردی و اجتماعی اوست.

رژیم تا به حال این حقوق را زیر پا گذارده است، نگارنده اعتقاد دارد این بار نیز به احتمال زیاد زیر پا خواهد گذاشت، به همین دلیل باید اپوزیسیون بکوشد این شرایط را در اثر مبارزه به دست آورد و اگر به دست نیاورد، مردم را به حرکت درآورد. چرا که شرایط انتخابات موقعیت و فرصت مناسبی است که اپوزیسیون هویت واقعی و عینی خود را بیاید و حرکت­های مردمی، سیاسی، صنفی و فرهنگی ... که در جریان می­باشند قدرت و قوام بیشتری پیدا کنند و افکارعمومی جهان نسبت به کشور ایران بیشتر جلب شود. بسیار ساده و راحت می­توانیم در بیان بگوییم که رژیم مشروعیت ندارد و این سخن تازه­ای نیست و برهمگان آشکار است، ناگفته پیداست که یک اپوزیسیون مسئول باید قبل از هر چیز مبتکر و عملگرا باشد.

چرا که اپوزیسیون نباید جلب شعارهای رژیم شده و در دام او بیفتد. بدیهی است که منظور بنده، طرفداری از هیچ جناحی از جمهوری اسلامی نیست و به نظر من همه­ی آنها شبیه هم هستند و من نیز به عنوان فردی آزادیخواه با آنها دشمنی دارم و باید ­کوشید این دشمنی را از طریق اقدامات مدنی و معقولانه و با تکیه بر نیروی ملتی آگاه به پیروزی تبدیل نمود. برای اطلاع، لازم است تذکر داده شود که نگارنده، هیچگاه از انتخابات، چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی دفاع نکرده­، مدافع اصلاح طلبان نبوده و اعتفاد دارد که بساط این رژیم باید از ریشه و بن کنده شود و بس. متأسفانه در جامعه­ی سیاسی ما، به ویژه در خارج کشور صراحت بیان، موجب تألمات برخی از عناصر سیاسی کوتاه نظر شده و نتایج خاص خود را به بار آورده و جو سیاسی اپوزیسیون را مسموم می­کند.

 

گروه دوم که خاستگاه آنها  اندیشه­ی کمونیستی است، ایراد گرفته­اند که این رژیم را با انقلاب طبقه کارگر باید سرنگون کرد و دیکتاتوری پرولتاریا را جایگزین آن نمود.

وجود احزاب چپ و کمونیست و رادیکال در یک جامعه ضروری است و باید نظرات و مطالبات آنها را مورد توجه قرار داد. اگر کمونیسم، غالبا نمی­تواند به تنهایی قدرت را به دست گیرد، اگر غیر وابسته و مستقل باشد و منافع مردم زحمتکش را در نظر داشته باشد، اما قادر است و تاریخ گواه آن می­باشد که در ائتلاف با احزاب سوسیالیستی و سوسیال دمکرات، باعث تغییرات بنیادی در جامعه شود. وجود اندیشه­ی سوسیال دمکراسی و کمونیسم از نقطه نظر تحلیل­های اجتماعی و فلسفه­ی آرمان­خواهانه­اش، همواره اقشار جوان و رادیکال جوامع را تغذیه کرده و موتور پیشرفت جامعه شده و به عنوان پادزهر افکار ارتجاعی و فاشیستی عمل می­کند. وانگهی تاریخ و ادبیات سیاسی ایران مملو از اندیشه­های پیشرفته­ی سوسیال دمکراسی می­باشد. با صرف نظر از اقدامات ننگین حزب توده و اقمار او باید گفت؛ عدالت اجتماعی، ترقی­خواهی، پیشرفت علمی و فرهنگی و آزادیخواهی و رعایت حقوق مردم، همواره در سرلوحه­ی مبارزات این بخش از فعالان جامعه قرار داشته است. این آرمان­ها و شعارها که ریشه در مبارزات صد ساله­ی آزادیخواهانه­ی ایران دارد، می­تواند خود را با واقعیت­های امروز جامعه­ی قرن بیست و یکم تطابق داده و ثمرات با ارزشی را برای میهنمان به وجود آورد. بنابراین اشتباه است اگر کسانی که خود را متعلق به اندیشه­های سوسیالیستی و کمونیستی می­دانند، همواره خود را به بهانه­ی انقلاب سوسیالیستی از مشارکت در تحولات بنیادی به دور دارند. سیر تحول این اندیشه نیز چنین نشان نداده است، در اینجا یک یادآوری سریع تاریخی به بحث ما کمک می­کند، تا پیش از انقلاب فرانسه و کمون پاریس، انقلاب فقط و فقط جنبه­ی تغییر یک قشر کوچکی از جامعه و جانشینی آن توسط قشری دیگر را داشت وعلت آن عمدتا این بود که مردم در این انقلاب­ها حق انتخاب و تصمیم­گیری نداشته­اند و آلت دست و بازیچه­ی گروهی از فرماندهان جنگی و مذهبی و الیگارشی وابسته به آنها بوده­اند، در انقلاب فرانسه با کمون پاریس، مردم برای نخستیدن بار حق تعیین کننده­ی " انتخاب کردن و انتخاب شدن" را به چنگ آوردند و این دستاورد بزرگی برای جوامع بشری شد، زیرا به دنبال آن غالب انقلابیون از جمله مارکس و انگلس همواره برای نشان دادن راه­های تغییر به این انقلاب بزرگ رجوع داده­اند.

انگلس در مقدمه­ای که بر نوشته­ی مارکس تحت عنوان " نبردهای طبقاتی" در سال­های 1850 - 1848، درمورد انتخابات نمایندگان مردم ارایه می­دهد، از اصل شرکت در انتخابات آزاد پشتیبانی کرده و احزاب کمونیستی را به این کار تشویق می­کند. احزاب کمونیستی اروپا با استناد بر همین نوشته و با توجه به تجربه­ی انحراف انقلاب شوروی و تبدیل آن به دیکتاتوری، تز شرکت در انتخابات را برای پیشبرد اهداف طبقه­ی زحمتکش ضروری می­داند. 7

دستاوردهای این مشارکت در اروپای مرکزی غیر قابل انکار می­باشد و همگان از این تحولات اطلاع دارند.

 

 

گروه سوم موافقت خود را با یک جامعه­ی مردم­سالار بیان داشته و از انتخابات آزاد طرفداری می­کنند ولی اعتقاد دارند که خطر جنگ به علت مسأله­ی تسلیحات اتمی بسیار زیاد است. با انجمن­های حمایت از " کمیته دفاع از انتخابات آزاد و عادلانه" به طور مثبت برخورد کرده و اظهار می­دارند " چنانچه مجلس بعدی همچون مجلس هفتم توسط ولی فقیه خلع قدرت شد چه باید کرد؟"

پاسخ این است که بحران تسلیحات هسته­ای ایران در سطوح مختلف قابل مذاکره می­باشد، می­توان کره شمالی، لیبی، مصر و ... را مثال آورد. گفته­ی محمد متکی، وزیر امور خارجی در مصاحبه با نشریه­ی نوول آبزرواتور صفحه 62 مورخ 2007/11/08، جالب توجه است و نشان می­دهد که جنگ بیشتر تبلیغاتی است تا واقعی؛ " ما می­خواهیم انرژی اتمی داشته باشیم و در نظر نداریم سلاح اتمی تولید کنیم، آمریکایی­ها این را به خوبی می­دانند." کنار رفتن احمدی نژاد شرایط را برای رسیدن به یک توافق، بسیار آسان خواهد کرد. این سؤال پیش می­آید آیابه نفع 1+5 است که این جنگ به وقوع بپیوندد؟ آیا ادامه­ی شرایط جنگ احتمالی به سود ابرقدرت­ها و جمهوری اسلامی هر دو با هم نیست؟ در ادامه­ی همین منطق باید در جستجوی این بود که اپوزیسیون چه نقشی را باید بازی کند که هم مردم بتوانند مدعی شرکت در مدیریت امور جامعه گردند و از حقوق و آزادی­های ابتدایی و بنیادی که حق یک شهروند معمولی است، برخوردار شده و هم این اپوزیسیون قدرت پیدا کند که موجودیت واقعی خود را به مردم ایران و کشورهای آزاد جهان نشان داده و حمایت و اعتماد آنها را کسب نماید. گامی را که گروه 23 نفری در کانون " کمیته دفاع از انتخابات آزاد و عادلانه" برداشته­اند، باید جدی گرفت و ارج نهاد. تشکیل انجمن­های حمایت از این کمیته، موقعیت آن را برای تصمیم گیری­های لازم در مرحله­ی انتخابات و بعد از آن تقویت خواهد کرد تا بتواند به درستی موضع­گیری کرده و مردم را برای دستیابی به ابتدایی­ترین حقوق اجتماعی هدایت کند.  

 

گروه چهارم؛ این گروه به جای انتقادهای سازنده، از کلمات و عبارات نابجا و نادرستی استفاده کرده­اند که نگارنده قادر به پاسخ آنها نیست. در مورد این افراد فقط باید گفت که، اینان فراموش نموده­اند که دشمن اصلی جمهوری اسلامی و دخالت نیروی خارجی است.

 

تدابیر و راه کارهای ما چه باید باشد؟

1- برای هر حرکت سازنده­ی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، صنفی و یا حتی تولیدی، باید از واقعیت­های عینی حرکت کرد و از نظریات ذهنی و آرزوهای بلند مرتبه و غیر قابل دسترسی به طور متعادل و معقول پرهیز نمود. این پرهیز نباید به گونه­ای باشد که ویزیون و چشم انداز و استراتژی درستی از آینده نداشته باشیم و مسائل اصولی و استراتژیک را نادیده انگاریم. چرا که در هر حرکت درست رعایت اصول و اخلاق و داشتن بینش و ویزیون و پذیرفتن یک استراتژی از اهمیت ویژه برخوردار است.

 

2- دمکراسی در ایران نیز همانند دیگر جوامع نیاز به زنان و مردان شجاع و مبارز دارد، از رفتار و گفتار و کردار و زیستار روزمره در خانه و مدرسه و کارخانه، اداره و جامعه نشأت می­گیرد. همه­ی کسانی که خواسته­اند و کوشیده­اند به جلوه­های گوناگون آن، مدل داده و یا الگوهایی را برای آن طراحی نمایند فراموش کرده­اند که دمکراسی حاصل تبادل و چالش پندار و رفتار و گفتار و کردار و زیستار در شرایطی آزاد و عاری از هر حد و بند است که قوام می­گیرد و رشد پیدا می­کند و دستاوردهای آن در یک حاکمیت مبتنی بر اراده­ی مردم تبدیل به قانون شده و همانند  سرمایه­ی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در آن جامعه ثبت می­شود.

 

3- انجمن­ها، احزاب، سندیکاها و هر نهاد اجتماعی دیگر کانون­هایی هستند که می­توانند حقوق فردی را تبدیل به حقوق اجتماعی نموده و از آزادی­های فردی و اجتماعی دفاع نمایند. در یک چنین پروسه­ای است که از تقابل اندیشه­های فردی، برق حقیقت درخشیده و برآیند آن در خدمت اجتماع قرار می­گیرد.

 

4- پروسه­ی تعیین و انتخاب نماینده، توسط انجمن­ها تمرین مهمی برای دفاع از حق نماینده­ی انتخابی و مبارزه برای برنده و انتخاب شدن است و ضمانت انتخاب هر فرد لایق، ارایه­ی­ برنامه­های واقعی و قابل پیاده شدن در سطوح و در شرایط خاص هر دهکده و شهر و شهرستان و استان و کشور است.

 

5- در این مرحله از انتخابات، اپوزیسیون باید قادر باشد:

           - در مقابل هر نهاد جمهوری اسلامی، نهاد مورد قبول مردم را ارایه دهد.

           - در مقابل پروژه­ی اجتماعی جمهوری اسلامی، پروژه­ی اجتماعی خود را تبلیغ کند.

           - در مقابل گفتمان جمهوری اسلامی، گفتمان دمکراسی خواهی خود را به پیش ببرد.

           - در مقابل اکیپ مدیران جمهوری اسلامی، اکیپ مدیران قابل اعتماد و قابل قبول مردم را معرفی کند.

           - در مقابل متد عملیاتی جمهوری اسلامی، شیوه­های عملیاتی مردمی خود را به کار اندازد.

           - با بینش لائیک و سکولار خود به مبارزه علیه بینش متحجر ولایت فقیه و حکومت اسلامی برخیزد.  

 

با توجه به مراتب فوق باید به نبرد برای انتخابات آزاد، به ویژه شرایط لازم برای رسیدن به انتخابات آزاد رفت. در این مرحله از عمر رژیم جمهوری اسلامی کسانی که جنبش انتخابات آزاد را به دلیل نبودن آزادی در پروسه­ی انتخاباتی، به جهت ماهیت ضد آزادی جمهوری اسلامی تحریم می­کنند، کسانی هستند که انتظار دارند که جمهوری اسلامی، آزادی را دو دستی به مخالفان خود تقدیم کند؛ هرگز اینگونه نبوده و بدینگونه نخواهد بود. وانگهی استناد به مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی و نظارت استصوابی ولایت فقیهی، نمی­تواند بازدارنده­ی جنبش­های اجتماعی از جمله جنبش انتخابات آزاد باشد.

 

              "حافظ" خام طمع، شرمی از این قصه بدار              عملت چیست که مزدش دو جهان می­خواهی            

 

اینان گاهی فراموش می­کنند که آزادی یک صفت ارزنده و عمده دارد و آن این است که باید آن را گرفت و برای نگهداریش باید بی امان مبارزه و جانفشانی کرد، تاریخ میهن ما نشان داده که توانسته است در اثر مبارزات طولانی و پیگیر، آزادی را به دست آورد اما قادر به صیانت آن نب