فرهنگ
قاسمی*
جنبش
انتخابات
آزاد، هم
تعبیه هم
تدبیر
مقدمه
برای
احراز موفقیت
در مسائل
فرهنگی،
اجتماعی،
اقتصادی و
سیاسی، چه در
جهت پیشرفت
فردی باشد و
چه در جهت رشد
و تحول و
تغییر یک کشور
و جامعه، یک
صنعت، یک مرکز
تولیدی،
انتخاب درست و
حساب شده، امر
بسیار مهم و
تعیین کنندهای
است. حق
انتخاب یعنی
آزادی در
ارجحیت دادن
به یکی از
امکانات
متعدد موجود
که برتر و پر
ثمرتر بوده و
در انطباق با
اهداف مرحلهای
و در راستای
منافع نهایی
انتخاب کننده
باشد. در هر
انتخاب رقبا
با توجه به
تاکتیکهای
خود سعی میکنند
ما را از
انتخاب درست
دور سازند،
چرا که منحرف
کردن ما میتواند
موجب افزایش
شانس آنها در
امر پیروزی
باشد. پس
وظیفهی هر
انتخاب کنندهای
است که هم در
جستجوی درست
یا درستترین
انتخاب باشد و
هم تاکتیکهای
رقبای خود را
خنثی کند و هم
تدابیری را به
کار گیرد که
دشمن در
انتخاب درست
خود دچار مشکل
و تردید گردد.
اپوزیسیون
ایران امروز
با دو مسألهی
عمده در چالش
است؛ یکی
مبارزه برای
انتخابات
آزاد و
عادلانه و
کوشش در جهت
شرایط لازم
برای عملی شدن
آن و دیگری
دفاع از صلح
در مقابل جنگ
احتمالی و
حملهی آمریکا
یا اسرائیل و
مدافعان آنان
به ایران.
نگاهی کوتاه
به آنچه که از
سوی
اپوزیسیون
بیان میشود،
این گمان را
برمیانگیزد
که او درستترین
انتخاب خود را
هنوز تشخیص
نداده است، چرا
که نیروهای
محدود خود را
برای دست
یافتن به هر
دو مورد بسیج
میکند. در دستیابی
به یک هدف،
ممکن است راهکارهای
گوناگونی
وجود داشته
باشد، ولی
انتخاب
بهترین
آنهاست که نقش
بسزایی در
احراز
موفقیت، ایفا
میکند. در
نتیجه، یافتن
درستترین راهکار
برای رسیدن به
یک هدف پایهای
مهم است.
امروز
که دو جبهه در
مقابل
اپوزیسیون
قرار دارد
باید قادر بود
درستترین را
انتخاب نمود.
اگر هدف
استقرار
دمکراسی و
حاکمیت ملت در
ایران باشد، این
امر با وجود
جمهوری
اسلامی و
حاکمیت ولایت
فقیه امکان
ندارد، اگر
بخواهیم که
این امر در اثر
جنگ و دخالت
خارجی و
انقلاب خونین
انجام نپذیرد،
پس باید از طریق
فراهم آوردن
شرایط لازم
برای یک
انتخابات
آزاد و
عادلانه باشد.
هیچکس و هیچ
فرد میهن دوستی
نمیتواند
مخالف صلح
باشد، ولی
جنبش برای صلح،
تدبیری نیست
که باید
نیروها را
برای آن تعبیه
کرد، صف آرایی
استراتژیک
نیروهای
اپوزیسیون
امروز باید در
جهت ایجاد
شرایط لازم
برای
انتخابات
آزاد باشد،
وگرنه اپوزیسیون
خواسته یا
ناخواسته در
دام جمهوری
اسلامی و امپریالیسم
جهانی افتاده
است و این گامها
در امر حقوق
فردی و
اجتماعی شهروندان
ایرانی مفید
نخواهد بود.
در این مقاله
کوشش خواهد شد
که از این
منطق، دفاع و
تدابیر و راهکارهایی
برای پیشبرد
آن ارایه گردد
و در پایان یک
برنامهی
حداقل در ده
ماده برای
همبستگی
اپوزیسیون پیشنهاد
میشود.
الف - جنبش
دوستداران
صلح و مخالفان
جنگ!
آیا
واقعا خطر
جنگی وجود
دارد و آمریکا
با تأیید یا
بدون تأیید 1+5
به ایران حملهی
نظامی خواهد
کرد؟
گروه بزرگی
از اپوزیسیون
در داخل کشور
خطر جنگ را به طور
جدی احساس
کرده و
تشکیلاتی را
برای صلح و مبارزه
با جنگ به
وجود آوردهاند.
احتیاط آنها
از خطر جنگ
حتما بی جهت و
بی اساس نیست،
به ویژه وقتی
در بین آنها
افرادی مشاهده
میشوند که
سابقهی سیاسی
روشن و مثبتی
دارند. اما به
موازات آن این خطر
را، برخی از
رهبران
جمهوری
اسلامی نیز به
طور مرتب بیان
و بر روی آن
تبلیغ میکنند.
هاشمی
رفسنجانی،
پدر خواندهی
مافیای
جمهوری
اسلامی میگوید
" خطر
جدی است"
و این رئیس
مجلس خبرگان
رژیم جمهوری
اسلامی برای
جلوگیری از
خطر جنگ از
اتحاد ملی گفتگو
کرده و درهمایش
" اتحاد ملی و
راهبردها و
سیاستها"،
خواستار
همبستگی ملی
شده و کوشش
دارد تفرقه و
تنازع موجود
در میان گروههای
متفاوت قدرت
حاکم را از
بین برده و با
سند 18 مادهای
خود اختلافها
را به اتحاد
عمل تبدیل
سازد. اتحادی
که او دنبال
میکند برای حفظ
و بقای رژیم، با
توجه به نزدیک
شدن انتخابات
است که آن را با
مستمسک خطر
جنگ آرایش میدهد
و میگوید " ما
انسجام
اسلامی را
مکمل اتحاد
ملی میدانیم" و بدین
وسیله کوشش
دارد با بازی
با کلمهی
ملی، همچون
سالهای گذشته
بخشی از تودهی
مردم را به
خود جلب کند.
جرج دبلیو
بوش، رئیس
جمهور آمریکا
در همان روزها
در مصاحبهی
تلویزیونی
خود با مهمترین
خبرنگار
فرانسوی در کانال
یک فرانسه در
پاسخ به سؤال
حمله به ایران
میگوید " ما
مسأله ایران
را پشت میز
مذاکره حل
خواهیم کرد." برای
اینکه این بخش
از بحث روشن
باشد، باید تذکر
داد که مخالفت
اپوزیسیون با
جنگ از نقطه
نظر متد و
ماهیت عمل،
هیچ ارتباطی
با مخالفت دست
اندرکاران رژیم
جمهوری
اسلامی ندارد.
اما اینکه
حاصل و برآیند
این دو حرکت،
آب به آسیاب
کدام گروه
خواهد ریخت؛ پرسشی
است که در
دنبالهی این
نوشته پاسخ
خود را خواهد
یافت. به قول
سارا دانیل،
خبرنگار امور
خاورمیانه نشریهی
نوول
ابزرواتور
درتاریخ 8 نوامبر
2007، " جناحهای
مختلف رژیم
جمهوری
اسلامی برای
رسیدن به قدرت
با هم در جنگاند،
اما هیچیک از
آنها احتمال
نمیدهند که
حمله به سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی
میتواند رژیم
را متزلزل سازد،
برعکس چنین
حرکتی میتواند
کشور را علیه
دشمن خارجی
متحد سازد."
آیا امروز
انتشار خبر
قطع غنی سازی
اورانیم برای
تسلیحات اتمی
از سال 2003 در
ایران توسط NIE 1 از
سوی خبرگزاری
رویتر، سوم
دسامبر 2007 و
دروغ بزرگ جرج
دبلیو بوش که
در پاسخ به
خبرنگاران میگوید
فقط یک هفته
است که من از
این موضوع
اطلاع دارم (
به نقل از
روزنامه
لبنانی
فرانسوی زبان 2
، ششم
دسامبر 2007) و
اظهارات
روزنامه
لوموند 3، ششم
دسامبر 2007، در
مقالهی 4 که
میگوید "بوش"
ازاین جریان
قبلا مطلع
بوده است و رئیس 5 NIE درماه
اوت، "بوش" را
در جریان امر
گذارده است، قلب
اخبار توسط
البرادعی، " سیا" و
پانزده
سازمان
جاسوسی
وابسته به آن
و مقامات جمهوری
اسلامی و
سیاست دنبالهروی
" سارکوزی" از
آمریکا (
اومانیته 6، پنجم
دسامبر 2007)،
حاکی از دامن
زدن به تشویش
و انحراف افکار
عمومی برای
حفظ منافع
صاحبان قدرت و
ثروت و افتادن
در منطق سیاستهای
بنیادگرا و
ماجراجوی
رهبران ایران
و آمریکا
نیست!
رژیم جمهوری
اسلامی به طور
تاکتیکی به
امر جنبش صلح
دامن میزند،
زیرا منافع
خاص خود را
دارد. اما اپوزیسیون
همانقدر که در
دفاع از به
وجود آوردن
شرایط لازم
برای
انتخابات
آزاد محق است
و درست عمل
کرده است در
مورد جنبش
برای صلح در
اشتباه
تاکتیکی قرار
دارد و اگر آب
به آسیاب
جمهوری
اسلامی نریزد
حداقل میتوان
به راحتی گفت
که نیرو و
انرژی خود را
هدر میدهد.
برای هر
اپوزیسیون در
طی مبارزه،
شرایطی پیش میآید
که بر سر دو
راهی قرار میگیرد،
آنچه که موجب
پیروزی او میتواند
گردد انتخاب
راه درست و
نبرد در میدان
واقعی مبارزه
است. تنها
پافشاری بر
حقوق فردی و
اجتماعی و
فراخوان آحاد
ملت به مبارزه
برای به دست
آوردن این
حقوق ساده و
روشن و قابل
فهم است که میتواند
بسیج کننده
باشد.
ب - مخالفان و
موافقان جنبش
انتخابات
آزاد
آیا در
انتخابات
آیندهی ایران
دوباره در به
همان پاشنه
خواهد چرخید و
نمایندگان
واقعی مردم
همانند 29 سال
گذشته سرکوب،
زندان، محکوم
و اعدام
خواهند شد و
رژیم جمهوری
اسلامی قادر
خواهد شد باز
حاکمیت استبدادی
و استعبادی
وعقب ماندهی
مذهبی خود را
به مردم ایران
تحمیل کند؟
لازم به
یادآوری است
که اپوزیسیون
باید بکوشد تا
تحلیل درستی
از رژیم ارایه
دهد؛ میزان نفوذ
جمهوری
اسلامی را در زندگی
تودهی مردم،
امکانات
جایگزینیهای
رهبری، قدرت
تاکتیکی و
استراتژیکی
گردانندگان
اصلی آن، قدرت
نظامیاش در داخل
و در
منطقه، روابط
بینالملل او
به ویژه روابط
اقتصادی و
سیاسیاش با
قدرتمداران،
حضورش در صحنهی
تبلیغاتی
جهان، عدم عقبنشینی
او بر روی
مواضعاش،
حرکت از موضع
قدرت و کوشش
در تحمیل جهانبینی
خود و تبلیغ
در مورد آن و ...
را نباید از
نظر دور داشت.
سوال اساسی
باید این
باشد؛ چگونه
میتوان این
تواناییها را
خنثی کرد؟
علیرغم همهی
این شرایط که
غالبا در کفهی
مثبت ترازوی
او قرار دارند،
امروز برای
نخستین بار
مسألهی
انتخابات و
شعار
اپوزیسیون
برای آزادی
انتخابات، به
پاشنهی آشیل
او تبدیل شده
است. این
انتخابات
بیشتر به دلیل
افکار عمومی
جهان و گاهی
به دلیل رقابتهای
خصمانه در
داخل قدرت و
همینطور به
جهت گسسته شدن
گروههایی که
در گذشته به اشتباه
فکر میکردند
میتوان بدیلی
از داخل
آخوندها یافت
که اصلاح طلب
و غیره باشد،
از حساسیت
ویژهای
برخوردار است.
نباید اشتباه
بکنیم که قدرتهای
خارجی پیش از
اینکه
علاقمند
دمکراسی در ایران
باشند، بیشتر
مدافع منافع
مالی خود هستند.مسألهی
تسلیحات اتمی
اگرچه در مرکز
مباحث و
مخاصمات
ایران و قدرتهای
انحصارطلب
قرار گرفته
است، راه حل
آن بستگی به
حکومتی دارد
که پس از
انتخابات بر
سر کار خواهد
آمد و عاقبت
حکومت آیندهی
ایران شدیدا به
نقش
اپوزیسیون
بستگی دارد.
اگر
حاکمیت
جمهوری
اسلامی همچنان ادامه
پیدا کند، خطر
جنگ امکان
بسیاری خواهد داشت،
ولی اگر
اپوزیسیون
قادر باشد خود
را بر حاکمیت
اسلامی تحمیل
کند و از جمله
در اثر انتخابات
آزاد، عنان و
زمام رهبری
جامعه را به
دست بگیرد خطر
جنگ از بین
خواهد رفت.
اپوزیسیون
همواره
خواستار آن
بوده است که
شرایط بینالمللی
درجهت مطالبات او عمل
کند. امروز
تحت عناوین و
دلایل مختلف،
از جمله مسألهی
تسلیحات
اتمی، شرایط
حقوق بشر،
فشار بر مخالفان،
فشار بر
سندیکاهای
کارگران، فشار
بر فعالان سیاسی،
فشار بر زنان،
فشار بر اقلیتهای
دینی وعقیدتی
و قومی، فشار
بر جوانان، روزنامه
نگاران، حقوقدانان
و ... حتی فشار بر
بخشی از
روحانیون که
در جهان
انعکاس پیدا
کرده است، شرایط
بینالمللی
درجهت مطالبات اپوزیسیون عمل میکند.
نزدیک شدن
انتخابات،
خود زمینهی
بسیار مناسبی
است در کف
اپوزیسیون که
از آن میتواند
یا با برنده
شدن در این
مبارزه و یا
اگر در اثر
دخالت قدرت
استصوابی و
ضرب و شتم
مخالفان، موفق
نشد با افشای
بیش از پیش،
جمهوری
اسلامی را
رسواتر کرده و
به جنبش ضد
رژیم دامن
زده، خود را
به کسانی که
سالهاست حقوق
مردم ایران را
زیر پا میگذارند،
تحمیل کند.
هوشیاری
استراتژیک
ایجاب میکند که
اپوزیسیون، نیروهای
خود را در جهت
دفاع از
انتخابات
آزاد به کاراندازد
و از هدر دادن نیروی
خود برای خطر
احتمالی جنگ
خودداری و
دوری کند.
پیشنهاد
تأسیس انجمنهای
حمایت از "
کمیته دفاع از
انتخابات
آزاد و
عادلانه" و
واکنشها
نگارنده
در مقالهای
که در روز 29
اکتبر2007، یک
روز پس از اعلان
تأسیس " کمیته
دفاع از
انتخابات
آزاد و عادلانه"
ارایه داد، از
اپوزیسیون
داخل و خارج
کشور و به
ویژه از مردم ایران
دعوت کرد با
تشکیل انجمنهای
خود مختار و
مستقل، دفاع
از " کمیته
دفاع از
انتخابات
آزاد و
عادلانه" را
به عهده
بگیرند.
مقصود از
چنین
پیشنهادی به
وجود آمدن
نهادهای
دفاعی میباشد
که خود خاصیت
و ظرفیت تبدیل
شدن به
هستههای
راستین
مقاومت و
مبارزه برای
ابتداییترین
حق شهروندی،
یعنی حق انتخاب
شدن و حق
انتخاب کردن
را داراست و
میتوانند به
روانههای
اجتماعی
تبدیل گردند
که نخستین
جویبارهای
حرکت مردمی و
گفتمان برای
دمکراسی را به
وجود آورند.
به عبارت دیگر
پیشنهاد
تشکیل انجمنها،
آلترناتیو
سالم و سادهای
بر نبود آزادی
فعالیت احزاب
سیاسی در
شرایط کنونی
جامعهی ایرانی
است
و بسیاری از
افراد و محافل
مخالف رژیم آن
را تأیید
کردند.
در عین حال پیشنهاد
نگارنده منجر
به واکنشهایی
شد که با توجه
به اهمیت
اظهار نظرها،
میتوان آنها
را به چهار
گروه تقسیم
کرد؛ برخی از
آنها به آدرس
الکترونیکی
بنده رسید،
برخی در زیرمقاله
که در سایتهای
مختلف چاپ شده
بود درج شد و
بخشی در اظهار
نظرات
رادیویی یا
تلویزیونی و
مقالات سیاسی به
طور مستقیم و
یا غیر مستقیم
آمده است.
گروه اول میگویند
رژیم مشروعیت
ندارد، پس
چگونه میتوان
در چنین
انتخاباتی
شرکت کرد؟
نگارنده در
هیچیک از
نوشتههایش
نگفته است که
این رژیم
مشروعیت دارد،
هدف این مقالهها
فقط و فقط
فراهم نمودن
بستر و شرایطی
است که
انتخابات به
شکل آزاد در
جامعه برگزار
شود. انتخابات
آزاد حق
شهروندی و
بنیادی هر
انسان، یعنی
حقوق فردی و
اجتماعی اوست.
رژیم تا به
حال این حقوق
را زیر پا
گذارده است،
نگارنده
اعتقاد دارد
این بار نیز
به احتمال
زیاد زیر پا
خواهد گذاشت،
به همین دلیل
باید
اپوزیسیون
بکوشد این
شرایط را در
اثر مبارزه به
دست آورد و
اگر به دست
نیاورد، مردم
را به حرکت
درآورد. چرا
که شرایط
انتخابات موقعیت
و فرصت مناسبی
است که
اپوزیسیون هویت واقعی
و عینی خود
را بیاید و
حرکتهای
مردمی،
سیاسی، صنفی و
فرهنگی ... که در
جریان میباشند
قدرت و قوام
بیشتری پیدا
کنند و
افکارعمومی
جهان نسبت به
کشور ایران
بیشتر جلب شود.
بسیار ساده و
راحت میتوانیم
در بیان
بگوییم که
رژیم مشروعیت
ندارد و این
سخن تازهای نیست
و برهمگان
آشکار است،
ناگفته
پیداست که یک
اپوزیسیون
مسئول باید قبل
از هر چیز مبتکر
و عملگرا باشد.
چرا که
اپوزیسیون
نباید جلب
شعارهای رژیم
شده و در دام
او بیفتد. بدیهی
است که منظور
بنده،
طرفداری از
هیچ جناحی از
جمهوری اسلامی
نیست و به نظر
من همهی آنها
شبیه هم هستند
و من نیز به
عنوان فردی
آزادیخواه با
آنها دشمنی
دارم و باید کوشید
این دشمنی را
از طریق اقدامات
مدنی و
معقولانه و با
تکیه بر نیروی
ملتی آگاه به
پیروزی تبدیل
نمود. برای
اطلاع، لازم
است تذکر داده
شود که
نگارنده،
هیچگاه از
انتخابات، چه
در زمان شاه و
چه در زمان
جمهوری
اسلامی دفاع
نکرده، مدافع
اصلاح طلبان
نبوده و
اعتفاد دارد
که بساط این
رژیم باید از
ریشه و بن کنده
شود و بس.
متأسفانه در
جامعهی سیاسی
ما، به ویژه
در خارج کشور
صراحت بیان،
موجب تألمات
برخی از عناصر
سیاسی کوتاه
نظر شده و
نتایج خاص خود
را به بار
آورده و جو
سیاسی اپوزیسیون
را مسموم میکند.
گروه دوم که
خاستگاه آنها اندیشهی
کمونیستی است،
ایراد گرفتهاند
که این رژیم
را با انقلاب
طبقه کارگر
باید سرنگون
کرد و
دیکتاتوری
پرولتاریا را
جایگزین آن
نمود.
وجود احزاب
چپ و کمونیست
و رادیکال در
یک جامعه
ضروری است و
باید نظرات و مطالبات
آنها را مورد
توجه قرار
داد. اگر
کمونیسم،
غالبا نمیتواند
به تنهایی
قدرت را به
دست گیرد، اگر
غیر وابسته و
مستقل باشد و
منافع مردم
زحمتکش را در
نظر داشته
باشد، اما قادر
است و تاریخ
گواه آن میباشد
که در ائتلاف
با احزاب
سوسیالیستی و
سوسیال
دمکرات، باعث
تغییرات
بنیادی در
جامعه شود.
وجود اندیشهی
سوسیال
دمکراسی و
کمونیسم از
نقطه نظر تحلیلهای
اجتماعی و
فلسفهی آرمانخواهانهاش،
همواره اقشار
جوان و
رادیکال
جوامع را تغذیه
کرده و موتور
پیشرفت جامعه
شده و به
عنوان پادزهر
افکار
ارتجاعی و
فاشیستی عمل
میکند.
وانگهی تاریخ
و ادبیات
سیاسی ایران
مملو از
اندیشههای
پیشرفتهی
سوسیال
دمکراسی میباشد.
با صرف نظر از
اقدامات
ننگین حزب
توده و اقمار
او باید گفت؛
عدالت
اجتماعی،
ترقیخواهی،
پیشرفت علمی و
فرهنگی و
آزادیخواهی و رعایت
حقوق مردم،
همواره در
سرلوحهی
مبارزات این
بخش از فعالان
جامعه قرار
داشته است.
این آرمانها
و شعارها که
ریشه در
مبارزات صد
سالهی
آزادیخواهانهی
ایران دارد،
میتواند خود
را با واقعیتهای
امروز جامعهی
قرن بیست و
یکم تطابق
داده و ثمرات
با ارزشی را
برای میهنمان
به وجود آورد.
بنابراین
اشتباه است
اگر کسانی که
خود را متعلق
به اندیشههای
سوسیالیستی و
کمونیستی میدانند،
همواره خود را
به بهانهی
انقلاب
سوسیالیستی
از مشارکت در
تحولات بنیادی
به دور دارند.
سیر تحول این
اندیشه نیز چنین
نشان نداده
است، در اینجا
یک یادآوری
سریع تاریخی
به بحث ما
کمک میکند،
تا پیش از
انقلاب
فرانسه و کمون
پاریس، انقلاب
فقط و فقط
جنبهی تغییر
یک قشر کوچکی
از جامعه و
جانشینی آن توسط
قشری دیگر را داشت
وعلت آن عمدتا
این بود که
مردم در این
انقلابها حق
انتخاب و
تصمیمگیری
نداشتهاند و
آلت دست و بازیچهی
گروهی از
فرماندهان
جنگی و مذهبی
و الیگارشی
وابسته به
آنها بودهاند،
در انقلاب
فرانسه با
کمون پاریس،
مردم برای
نخستیدن بار
حق تعیین
کنندهی "
انتخاب کردن و
انتخاب شدن"
را به چنگ
آوردند و این
دستاورد
بزرگی برای
جوامع بشری
شد، زیرا به
دنبال آن غالب
انقلابیون از
جمله مارکس و
انگلس همواره
برای نشان
دادن راههای
تغییر به این
انقلاب بزرگ
رجوع دادهاند.
انگلس در
مقدمهای که
بر نوشتهی
مارکس تحت
عنوان "
نبردهای
طبقاتی" در
سالهای 1850 - 1848،
درمورد
انتخابات
نمایندگان
مردم ارایه میدهد،
از اصل شرکت
در انتخابات
آزاد پشتیبانی
کرده و احزاب
کمونیستی را
به این کار
تشویق میکند.
احزاب
کمونیستی
اروپا با
استناد بر همین
نوشته و با
توجه به تجربهی
انحراف
انقلاب شوروی
و تبدیل آن به
دیکتاتوری، تز شرکت در
انتخابات را
برای پیشبرد
اهداف طبقهی
زحمتکش ضروری
میداند. 7
دستاوردهای
این مشارکت در
اروپای مرکزی
غیر قابل انکار
میباشد و
همگان از این
تحولات اطلاع
دارند.
گروه سوم
موافقت خود را
با یک جامعهی
مردمسالار
بیان داشته و
از انتخابات
آزاد طرفداری
میکنند ولی
اعتقاد دارند
که خطر جنگ به
علت مسألهی
تسلیحات اتمی
بسیار زیاد است. با انجمنهای حمایت
از " کمیته
دفاع از
انتخابات
آزاد و عادلانه"
به طور مثبت
برخورد کرده و
اظهار میدارند
" چنانچه
مجلس بعدی
همچون مجلس
هفتم توسط ولی
فقیه خلع قدرت
شد چه باید
کرد؟"
پاسخ این
است که بحران
تسلیحات هستهای
ایران در سطوح
مختلف قابل
مذاکره میباشد،
میتوان کره
شمالی، لیبی،
مصر و ... را مثال
آورد. گفتهی
محمد متکی،
وزیر امور
خارجی در
مصاحبه با نشریهی
نوول
آبزرواتور
صفحه 62 مورخ 2007/11/08، جالب
توجه است و
نشان میدهد
که جنگ بیشتر
تبلیغاتی است
تا واقعی؛ " ما
میخواهیم
انرژی اتمی
داشته باشیم و
در نظر نداریم
سلاح اتمی
تولید کنیم،
آمریکاییها
این را به
خوبی میدانند." کنار
رفتن احمدی
نژاد شرایط را
برای رسیدن به
یک توافق،
بسیار آسان
خواهد کرد.
این سؤال پیش
میآید آیابه
نفع 1+5 است که
این جنگ به
وقوع بپیوندد؟
آیا ادامهی
شرایط جنگ
احتمالی به
سود ابرقدرتها
و جمهوری
اسلامی هر دو
با هم نیست؟
در ادامهی
همین منطق
باید در
جستجوی این
بود که اپوزیسیون
چه نقشی را
باید بازی کند
که هم مردم
بتوانند مدعی
شرکت در
مدیریت امور
جامعه گردند و
از حقوق و
آزادیهای
ابتدایی و
بنیادی که حق یک
شهروند
معمولی است،
برخوردار شده
و هم این
اپوزیسیون
قدرت پیدا کند
که موجودیت
واقعی خود را
به مردم ایران
و کشورهای
آزاد جهان
نشان داده و حمایت
و اعتماد آنها
را کسب نماید.
گامی را که
گروه 23 نفری در
کانون " کمیته
دفاع از انتخابات
آزاد و
عادلانه"
برداشتهاند،
باید جدی گرفت
و ارج نهاد.
تشکیل انجمنهای
حمایت از این
کمیته،
موقعیت آن را
برای تصمیم
گیریهای لازم
در مرحلهی
انتخابات و
بعد از آن
تقویت خواهد
کرد تا بتواند
به درستی موضعگیری
کرده و مردم
را برای
دستیابی به ابتداییترین
حقوق اجتماعی
هدایت کند.
گروه
چهارم؛ این
گروه به جای
انتقادهای سازنده، از کلمات و
عبارات نابجا
و نادرستی
استفاده کردهاند
که نگارنده
قادر به پاسخ
آنها نیست. در
مورد این
افراد فقط
باید گفت که،
اینان فراموش
نمودهاند که
دشمن اصلی
جمهوری اسلامی
و دخالت نیروی
خارجی است.
تدابیر و
راه کارهای ما
چه باید باشد؟
1- برای هر
حرکت سازندهی
اجتماعی،
فرهنگی،
سیاسی، صنفی و یا حتی تولیدی، باید از واقعیتهای
عینی حرکت کرد
و از نظریات
ذهنی و
آرزوهای بلند
مرتبه و غیر
قابل دسترسی به
طور متعادل و
معقول پرهیز
نمود. این
پرهیز نباید
به گونهای
باشد که ویزیون
و چشم انداز و
استراتژی درستی
از آینده نداشته
باشیم و مسائل
اصولی و استراتژیک
را نادیده
انگاریم. چرا
که در هر حرکت درست
رعایت اصول و
اخلاق و داشتن
بینش و ویزیون
و پذیرفتن یک
استراتژی از
اهمیت ویژه
برخوردار است.
2- دمکراسی
در ایران نیز
همانند دیگر
جوامع نیاز به
زنان و مردان شجاع
و مبارز دارد،
از رفتار
و گفتار و
کردار و
زیستار
روزمره در
خانه و مدرسه
و کارخانه، اداره
و جامعه نشأت
میگیرد. همهی
کسانی که
خواستهاند و
کوشیدهاند به
جلوههای گوناگون
آن، مدل داده
و یا الگوهایی را برای آن
طراحی نمایند
فراموش کردهاند
که دمکراسی
حاصل تبادل و
چالش پندار و
رفتار و گفتار
و کردار و
زیستار در
شرایطی آزاد و
عاری از هر حد
و بند است که
قوام میگیرد
و رشد پیدا میکند
و دستاوردهای
آن در یک
حاکمیت مبتنی
بر ارادهی مردم
تبدیل به
قانون شده و
همانند
سرمایهی
اجتماعی،
سیاسی،
فرهنگی و
اقتصادی در آن
جامعه ثبت میشود.
3-
انجمنها،
احزاب،
سندیکاها و هر
نهاد اجتماعی
دیگر کانونهایی
هستند که میتوانند
حقوق فردی را
تبدیل به حقوق
اجتماعی نموده
و از آزادیهای
فردی و
اجتماعی دفاع
نمایند. در یک
چنین پروسهای
است که از
تقابل اندیشههای
فردی، برق
حقیقت
درخشیده و
برآیند آن در
خدمت اجتماع
قرار میگیرد.
4-
پروسهی تعیین
و انتخاب
نماینده،
توسط انجمنها
تمرین مهمی
برای دفاع از
حق نمایندهی
انتخابی و
مبارزه برای برنده
و انتخاب شدن
است و ضمانت
انتخاب هر فرد
لایق، ارایهی
برنامههای
واقعی و قابل
پیاده شدن در
سطوح و در
شرایط خاص هر
دهکده و شهر و
شهرستان و
استان و کشور
است.
5- در
این مرحله از
انتخابات،
اپوزیسیون
باید قادر
باشد:
- در مقابل هر
نهاد جمهوری
اسلامی، نهاد
مورد قبول
مردم را ارایه
دهد.
- در
مقابل پروژهی
اجتماعی
جمهوری
اسلامی،
پروژهی
اجتماعی خود
را تبلیغ کند.
- در
مقابل گفتمان
جمهوری
اسلامی، گفتمان
دمکراسی
خواهی خود را
به پیش ببرد.
- در مقابل
اکیپ مدیران
جمهوری
اسلامی، اکیپ
مدیران قابل
اعتماد و قابل
قبول مردم را
معرفی کند.
- در
مقابل متد
عملیاتی
جمهوری
اسلامی، شیوههای
عملیاتی
مردمی خود را
به کار اندازد.
- با بینش
لائیک و
سکولار خود به
مبارزه علیه
بینش متحجر
ولایت فقیه و
حکومت اسلامی
برخیزد.
با
توجه به مراتب
فوق باید به
نبرد برای
انتخابات
آزاد، به ویژه
شرایط لازم
برای رسیدن به
انتخابات
آزاد رفت. در
این مرحله از
عمر رژیم
جمهوری
اسلامی کسانی
که جنبش انتخابات
آزاد را
به دلیل نبودن
آزادی در
پروسهی
انتخاباتی،
به جهت ماهیت
ضد آزادی
جمهوری اسلامی
تحریم میکنند، کسانی
هستند که
انتظار دارند
که جمهوری
اسلامی،
آزادی را دو
دستی به
مخالفان خود
تقدیم کند؛
هرگز اینگونه
نبوده و
بدینگونه
نخواهد بود.
وانگهی
استناد به
مفاد قانون
اساسی جمهوری
اسلامی و
نظارت
استصوابی
ولایت فقیهی،
نمیتواند
بازدارندهی
جنبشهای
اجتماعی از
جمله جنبش
انتخابات
آزاد باشد.
"حافظ"
خام طمع، شرمی
از این قصه
بدار
عملت چیست که
مزدش دو جهان
میخواهی
اینان گاهی فراموش میکنند که آزادی یک صفت ارزنده و عمده دارد و آن این است که باید آن را گرفت و برای نگهداریش باید بی امان مبارزه و جانفشانی کرد، تاریخ میهن ما نشان داده که توانسته است در اثر مبارزات طولانی و پیگیر، آزادی را به دست آورد اما قادر به صیانت آن نب