نتایج
فاجعه بار
حمله نظامی به
ایران
گفتگوی
تلاش با حسن
شریعتمداری
تلاش ـ
در آستانه
نشست مجدد ۵
کشورعضو
دائمی شورای
امنيت و آلمان
در واشنگتن و
برای تصميم گيری
در مورد
قطعنامه
چهارم، نسبت
به باز بودن همه
گونه برخورد
با جمهوری
اسلامی، در
صورت عدم توقف
برنامه اتمی و
بويژه غنی
سازی
اورانيوم
توسط اين رژيم،
تکيه و مجدداً
هشدارهائی در
خصوص حمله نظامی
داده شد. آيا
تهديد به حمله
نظامی به
ايران را بايد
جدی گرفت و يا
اين که به قول
روسها اين تهديدها
بخشی از يک
بازی روانی و
به منظور به زانو
درآوردن رژيم
در پذيرش
شرايط کشورهای
غربی است؟
شریعتمداری ـ
قطعنامه های
شورای امنیت
توقف روند غنی
سازی را برای
جمهوری
اسلامی
الزامی ساخته
است. سرپیچی
از این الزام
بین المللی می
تواند باعث شود
که قطعنامه یا
قطعنامه های
بعدی با
استناد به اصل
۴۷ استفاده از
زور را برای
اجرای تصمیمات
قطعنامه ها
تصویب کنند.
در این صورت
دیگر جایی
برای سخنی که
روسها می
گویند نخواهد
ماند. هرچند
اکنون نیز
تحریمهای بین
المللی اثری
واقعی و تعیین
کننده در عدم
سرمایه گذاری
در ایران، فلج
شدن سیستم
بانکی و
افزایش تورم و
کاهش اشتغال دارند
و این همه را
نمی توان صرفا
یک جنگ روانی
دانست. مطلب
بسیار جدیست
منتها روسها
جزء برندگان
بازی موجود
هستند و از
ادامه ی آن
ضرری نمی کنند
و باین جهت
ایران را
تشویق به وقت
گذرانی می
کنند.
تلاش ـ
پافشاری در
پيگيری پروژه
اتمی، تحريکات
و ايجاد تنش
در منطقه و
دامن زدن به
بحران عراق از
يکسو و رفتار
خشونت بار و
سرکوب در داخل
توسط جمهوری اسلامی،
زمينه مناسبی
در افکار
عمومی برای پذيرش
حمله نظامی به
ايران به
عنوان «تنها
گزينه» حل
مشکل نظام
دينی را فراهم
می آورد.
جايگاه عکس
العمل
ايرانيان در
برابر اين خطر
احتمالی،
کجاست؟ به
عبارت ديگر
آيا مخالفت يا
موافقت
ايرانيان ـ از
نظر ايجاد
پايه مشروعيت برای
اين حمله يا
عکس آن ـ می
تواند، بر
ممانعت و يا
تشويق آن
تأثيرگذار
باشد؟
شریعتمداری ـ
در اینکه
افکار عمومی
ایرانیان
همواره تاثیر
مهمی خواهد
داشت نمی توان
تردید نمود
ولی در محیط
متشنج و آماده
به هرگونه
اقدام در صحنه
بین المللی
صرف افکار
عمومی تاثیرش
محدود است مگر
تبدیل به یک
اقدام ملی در
جهت احیاء
منافع ملی
ایران شود.
منافعی که
بطور آشکاری
با اهدافی که
نظام جمهوری
اسلامی تعقیب
می کند در
تضاد است . این
اقدام در سطح
ملی می تواند
اشکال مختلفی
داشته باشد.
ولی در صورتی
کارساز است که
بتواند به
جهانیان نشان
دهد که ملت
ایران خواستی
غیر از خواست
نظام حاکم دارد
و در صدد است
این خواست را
علیرغم نظام
موجود به کرسی
بنشاند.
تلاش
ـ در شرايط
کنونی کشور
پيامدهای يک
حمله نظامی
برای ما چه
خواهد بود؟
آيا در اوضاع
کنونی که
صدمات بسياری
بر پيکر کشور
وارد شده و
شکنندگی آن از
هرسو آشکار
است، آيا
ايران تاب
چنين حمله ای
را خواهد
آورد؟
شریعتمداری ـ
مسلماً حمله ی
نظامی به
ایران برای ما
ایرانیان
نتایجی فاجعه
بار خواهد
داشت و حتی
نمی توان از
سرایت آتش جنگ
به منطقه خاطر
جمع بود. احتمال
گسترش درگیری
به کل منطقه
وجود دارد.
احتمال حمله ی
نظامی با
سناریوهای
مختلف یک
احتمال جدی
است و آنرا
نباید شوخی
گرفت. اگر
حمله ی محدود
به تاسیسات
نظامی شود
شاید همان
سناریوی
دلخواه سران
حکومت جمهوری
اسلامی باشد
زیرا آنرا به
نفع خود می
دانند و امید
دارند که در
صورت چنین
حملاتی با
اقدامات
تلافی جویانه
مقاومت کرده و
خود را قهرمان
جهان اسلام
نمایند. آنها
حتی به این می
اندیشند که
چگونه در صورت
اشغال ایران
مانند
باقیماندگان
بعث و یا
القاعده
مقاومت
نمایند و با
جنگهای نا
منظم و عملیات
تخریبی
آمریکا را در
منطقه فلج
کنند. آنها به
چیزی که کمتر
می اندیشند
ایران و
جلوگیری از
ویرانی آنست.
تلاش
ـ در
نوع برخورد به
خطر حمله نظامی
به ايران،
شاهديم که در
ميان مخالفين
حکومت اسلامی
شکاف عميقی
وجود دارد.
گروههائی
علناً اين
حمله را تشويق
کرده و حتا
برخی به آمريکائيان
نيز رهنمود می
دهند که از
کدام نوع بمب
ها استفاده
کنند، يا بمب
های خود را در
کدام منطقه
ايران و بر سر
کدام نيروی
نظامی خالی
کنند! عده ای
نيز زيرلبی
همرأئی خود را
با حمله به
ايران نشان می
دهند و توجيه شان
نيز اين است
که اگر حمله
صورت گيرد،
تنها بر عليه
حکومت اسلامی
خواهد بود. در
درجه نخست
بفرمائيد نظر
شما در باره
چنين توجيهاتی
در باره حمله
نظامی به
ايران چيست و
روی چه کسانی تأثير
خواهد داشت؟
آيا مخالفت و
مبارزه پيگير
ما با حکومت
اسلامی، می تواند
مجوزی در
همرائی و
تأئيد
سرنگونی رژيم
با حمله و
تجاوز
کشورهای
بيگانه،
باشد؟
شریعتمداری ـ
نیروهای
سیاسی معتقد
به دمکراسی
اغلب نیروهای
صلح طلب و
مخالف جنگ
اند. نیروهای
سیاسی دیگری
وجود دارند که
با عدم توجه
به نیروی اصیل
مردم ایران و
فاصله گرفتن
از آنان و
منافع ملی
ایران دشمنی
با جمهوری
اسلامی را با
خصومت با
منافع ملی و
در نتیجه مردم
ایران اشتباه
می گیرند
قضاوت بسیاری
از فعالین
سیاسی این است
که در صورت
بروز جنگ مقصر
اصلی وقوع جنگ
سیاستهای غیر
واقع بینانه و
جنگ طلبانه
جمهوری
اسلامی است
ولی این قضاوت
نمی تواند
مجوزی بر
تائید حمله به
ایران شود که
خواه ناخواه
باعث نابودی
ایران خواهد
شد. البته به هیچ
وجه ضروری
نیست که به آن
طرف افراط
درغلطیم و
مواضعی اتخاذ
کنیم که نتیجه
آن تشویق
جمهوری
اسلامی به
مقاومت و جاه
طلبی و خاطر
جمع شدن او از
همراهی و
پشتیبانی
افکار عمومی
باشد. هنوز
امید
بسیاریست که
بتوان خطرجنگ
را مهار کرد.
باید اقدام
نمود. این
اقدامات را می
توان در دو سو
شکل داد یکی
فشار به حاکمیت
ایران و اجبار
به تمکین به
قطعنامه های
مصوب سازمان
ملل و دیگری
اقدامات بین
المللی در جهت
جلوگیری از
جنگ از طریق
ارسال هیأت های
نمایندگی از
طرف
اپوزیسیون
ایران به سازمان
ملل، کشورهای
منطقه و
کشورهای غربی
و آمریکا و
نشان دادن این
مهم که ملت
ایران هدفی جز
زندگی مسالمت
آمیز و صلح
جویانه با غرب
و کشورهای
منطقه ندارد.
ولی هنوز نوع
جنگ و شروع کننده
ی آن و مقصر
واقعی معلوم
نیست تا جبهه
ما معلوم
باشد. ما که
اهل جنگ
نیستیم
حداکثر اظهار
نظر و اقدام
سیاسی است که
می توان آنرا
بموقعی معقول
و مناسب
واگذار کرد و
موضعی متناسب
با حادثه
داشت. بهرصورت
بسیار سخت است
که بتوان
تناسبی بین
منافع ملی و
جاه طلبی های
این نظام
برقرار کرد و
در نهایت در
کنارش ایستاد.
جای ما در
کنار ملت
ایران است
باید دید او
کجا خواهد
ایستاد. شاید
مجبور شود در
دو جبهه
همزمان بجنگد.
وضعیت فوق
العاده دشوار
است باید
گشوده و
سنجیده عمل
کرد.
تلاش
ـ ايستادگی بر
سر منافع ملی
و تلاش در حفظ
و بقای ايران
همواره از
اجزای اصلی
نظرات و سياستهای
شما بوده است.
منافعی که در
اين سه دهه
حکومت اسلامی
بارها و بارها
لگدکوب سياستهای
آن شده است.
بخش بزرگی از
نيروهای
مخالف، در اين
باور که بقا ی
رژيم و ادامه
سياستهای آن
امنيت و هستی
کشور را بيشتر
به سمت خطر
نابودی سوق می
دهد، اتفاق
نظر دارند.
شما در مصاحبه
ائی که يکشنبه
پيش با راديو
صدای ايران
داشتيد، در
اين زمينه
اعلام
داشتيد؛ بايد
به هر شکلی
شده تلاش کنيم
تا چنين
«تراژدی» ـ
يعنی حمله
نظامی ـ برای
کشورمان رخ ندهد.
از نظر شما
تفکيک ميان
منافع ملی و
جمهوری
اسلامی در
لحظه وقوع
حمله و درگير
شدن جنگ، بسيار
سخت خواهد
بود. بنابراين
وقوع جنگ و
بقا جمهوری
اسلامی هردو
نافی منافع
ملی ماست. لطفاً
بفرمائيد در
اين وضعيت
بغرنج و در
ميان اين دو
جبهه چگونه می
توان پاسدار
منافع ملی بو؟
شریعتمداری
ـ
ادامه جمهوری
اسلامی در جهت
باروری منافع
ملی ایران
نیست ولی بهیچ
وجه قابل قیاس
با ضربه یی که
اشغال خارجی و
جنگ به ایران
خواهد زد نمی
باشد. این یک
قیاس کودکانه
و ساده
انگارانه است.
هیچ مصیبتی
بالاتر از جنگ
نیست و هیچ
فاجعه یی در
ردیف از بین
رفتن ثروت،
زندگی و امنیت
مردم در اثر
جنگ نمی باشد.
تلاش ـ
از دلايل اصلی
صفبندی بين
المللی بر عليه
حکومت اسلامی
تلاشهای هسته
ايست. اما عده
ئی ـ نه تنها
حکومتگران
بلکه
جريانهائی در
درون صفوف
اپوزيسيون ـ
می گويند؛ اگر
جمهوری
اسلامی دارای
سلاح هسته ای
شود، موضوع
حمله نظامی
منتفی خواهد
بود. نمونه
کره شمالی
الگوی آنهاست.
آنها حتا
بعضاً فراتر
از اين رفته و
می گويند
درآمدن ايران
در جرگه
کشورهای اتمی
در خدمت منافع
ملی ماست. نظر
شما در اين زمينه
چيست؟
شریعتمداری ـ
خطر جنگ موقعی
واقعی می شود
که ایران در
فاصله نزدیک
به دستیابی به
سلاح اتمی
باشد. جمهوری
اسلامی نظامی
نیست که جهان
تسلیح آن را
به سلاح اتمی
تحمل کند. این
ریسک بزرگی
است که حتی
جمهوری اسلامی
با ترس و لرز
به آن نزدیک
می شود زیرا
خود بهای آنرا
می داند.
برخلاف تصور
ساده اندیشانه
مجهز شدن
جمهوری
اسلامی به
سلاح اتمی
(حتی اگر
امکان آنرا
پیدا کند)
باعث ارتقاء سطح
رقابت
تسلیحاتی در
منطقه می شود
و بلافاصله
بسیاری از
کشورهای کوچک
و بزرگ منطقه
دارای سلاح
اتمی خواهند
شد. حتی تصور
خاورمیانه
بحران زا این
بار در حالت
رقابت
تسلیحاتی در
سطح اتمی برای
صلح و امنیت
جهان تصوری
وحشت آور است
و بیش از همه
خطرات بزرگی
متوجه منافع ملی
ما خواهد
نمود.
تلاش
ـ در يکی از
مصاحبه های ما
با شما در
مورد همبستگی
وهمکاری در
ميان نيروهای
اپوزيسيون،
شما وضعيت اين
نيروها را از
نظر پايگاه
اجتماعی و
نتيجه اتحاد
ميانشان و
تأثير آن را
با عمليات
بعلاوه و منهای
صفر مقايسه
کرديد که حاصل
آن طبعاً صفر
خواهد بود.
آيا در اينجا
و در برابر
خطر عينيت يافتن
آن «تراژدی»
نيز همين نظر
را داريد؟ در
باره بخش
گسترده تری از
نيروهای
اپوزيسيون که
هم با حکومت
اسلامی در
ستيز است و هم مخالف
هرگونه حمله
نظامی به
کشور، امروز چه
راهکاری را
پيشنهاد می
کنيد، تا فردا
در لحظه وقوع
جنگ اين نيرو
در برابر
انتخابهای
ناگزير و
اجباری قرار
نگيرد؟
شریعتمداری ـ
در این مورد
نظرات خود را
مفصلا در
مصاحبه های
متعددی بیان
داشته ام چیز
جدیدی ندارم
که برآن
بیافزایم.
تنها نیروهای
صلح طلب می
توانند با
اعزام هیأت
مشترکی به
سازمان ملل و
کشورهای بزرگ
خطرات جنگ را
یادآور شده و
آمریکا و غرب
را از این کار
بازدارند.
تلاش ـ
با سپاس
فراوان از شما
بابت وقتی که
در اختیار ما
قرار دادید