دفاع از «انتخابات آزاد» مطالبه اصلی در انتخابات در راه

 

گفتگو با حسن شریعتمداری

 

 

عدم شرکت در انتخابات خود گزینه دیگری از شرکت در انتخابات است و آگاهی عمومی می تواند هم از شرکت در انتخابات و هم از عدم شرکت در انتخابات و یا تحریم آن حربه یی موثر برای دموکراتیک کردن شرایط و گذار به دمکراسی بسازد و در صورت عدم آگاهی مردم هم از شرکت و هم از عدم شرکت آنان سوء استفاده خواهد شد.

 

تلاش ـ شما همواره از شعار «انتخابات آزاد» به عنوان يک مطالبه استراتژيک دفاع کرده ايد و آن را فراتر از مسئله شرکت يا عدم شرکت در اين يا آن انتخابات رژيم می دانيد. اخيراً نيز در سخنرانی خود در تالار پالتاکی تلاش ـ 15 دسامبر ـ در مقايسه ای خواست «انتخابات آزاد» را همچون مطالبات جنبش های اجتماعی زنان، دانشجويان، کارگران، مستعد فراروئيدن به يک جنبش اجتماعی ديگر و در کنار آنها ارزيابی نموديد. اما در اين مقايسه به نظر می رسد؛ يک تفاوت اساسی ناديده گرفته می شود و آن اين که، طرح خواست انتخابات آزاد ـ برخلاف مطالبات اجتماعی ديگر که حول آنها يک کارزار دائمی وجود دارد ـ تنها در مقطع انتخابات از سوی رژيم ممکن است، که اگر وضع به همين منوالی باشد که تا کنون بوده است، البته نه آزاد است و نه انتخاب واقعی. در چنين صورتی برای طرفداران انتخابات آزاد، به دليل پايبندی به پيش شرطهای آن، جز خودداری از شرکت در انتخابات رژيم، چه باقی خواهد ماند؟


شریعتمداری ـ انتخابات واقعی ـ منصفانه و آزاد بعنوان محمل حق بسیار مهم و اساسی «شرکت در حکومت برای همگان» در زیر مجموعه ی خود شامل حقوق اساسی بسیاری چون «حق تجمع آزاد، حق آزادی احزاب و گروههای سیاسی» حق «آزادی انتقال داده ها و اطلاعات» و حقوق بسیار دیگریست که همواره موضوع مبارزه اجتماعی بوده و از مقدمات لازم برای انجام یک انتخابات واقعی، منصفانه و آزاد می باشند و علاوه براین انتخابات در جمهوری اسلامی برای تشکیلات صنفی مختلف انجمن های ده و شهر و شهرستان و استان ـ مجلس خبرگان ـ مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری انجام می شود. با وجود اینکه زمان انجام انتخابات محدود است ولی در انتخابات مهم از یکسال قبل و شاید هم بیشتر انواع جنب و جوشهای انتخاباتی و تحرکات مربوط به آن وجود دارد. با وجود اینکه انتخابات مقطع معینی را از زمان در بردارد ولی فضایی که در این برهه ناگزیر بوجود می آید و احتیاج نظام به آراء عمومی شهروندان در این مقاطع فرصت یگانه یی را برای طرح مطالبات اجتماعی در اختیار می گذارد. در اینکه انتخابات آزاد واقعی و منصفانه نیست شکی نیست ولی اجتناب از طرح حقوق شهروندان برای تغییر چنین انتخاباتی مانند این می ماند که به مردم توصیه کنیم تا برپایی یک دادگستری اصیل و قوانین مبتنی بر حقوق بشر از احقاق حق خود خودداری کنند زیرا نه قوانین صحیحی در آنجا ملاک دادرسی می باشد و نه پروسه دادرسی مطابق استانداردهای قابل قبول بین المللی است. یا از زنان بخواهیم که چون در قانون اساسی و قوانین مدنی موجود جایی برای حقوق واقعی آنان نیست و این نظام قابلیت تودیع چنین حقوقی که شما می خواهید را ندارد پس مطالبات شما در فضای موجود عبث است و همان شعار قدیمی را بدهیم که ابتدا برقراری دمکراسی واقعی و سپس بحث های دیگر از جمله مطالبه ی حقوق زنان، کارگران، اقلیت ها و دانشجویان و غیره. می بینیم که جامعه ی سیاسی واقعی در ایران از این مرزبندی خطا در گذشته و با طرح مطالبات اجتماعی در همین فضای واقعا موجود گام های بلندی برداشته است. انتخابات نیز امری مستثنی نیست بلکه در کُنه خود حاوی مهم ترین حق ها و اساسی ترین آنها است و باید جنبش اجتماعی متناسبی برای احقاق این حقوق در واقعیات موجود شکل بگیرد و به فردای نامعلوم احاله نشود.


تلاش ـ و اما صرف نظر از آن چه که تحت عنوان «انتخابات» در چهارچوب حکومت اسلامی و قوانين آن می گذرد، شما و بسياری ديگر از آزاديخواهان ايران «انتخابات آزاد» را نه تنها مسئله مرکزی نظامهای دمکراتيک می دانيد، بلکه معتقديد اين خواست بايد محور اصلی مبارزات سياسی ما برای گذار به دمکراسی و تأسيس نظام سياسی دمکراتيک قرار گيرد. از نظر شما «بدون انتخابات آزاد گذار به دمکراسی ناممکن است.» بر خلاف نظر شما برخی از طرفداران دمکراسی معتقدند که نبايد دستيابی به نظام دمکراتيک را تنها به طريق «انتخابات» موکول و محدود نمود. پاسخ شما در برابر چنين نظراتی چيست؟


شریعتمداری ـ گذار از یک نظام غیردمکراتیک به یک دموکراسی فرم های گوناگونی دارد. من هرگز نگفته ام که گذار به دمکراسی فقط از طریق انتخابات آزاد امکان پذیر است. آنچه که هست، گذار مسالمت آمیزی که کمترین هزینه را در برداشته و در فرآیند انجام گذار بموازات فرسودگی بنیان های استبدادی، نهادهای دمکراتیک امکان باروری و استقرار داشته باشند و اساس جامعه کمتر دستخوش آشوب و تغییرات محاسبه نشده شود، گذار از راه انتخابات واقعی، منصفانه و آزاد است. فضای واقعی و کنونی ایران نیز مبارزه براساس مطالبات اجتماعی را پیش کشیده است و بنابراین اتکاء به چنین استراتژی واقعی و مبتنی بر داده های کنونی اجتماعی است. البته گزینه های دیگر نیز پیش رو است و هر گروه سیاسی بسته به اعتقادات و یا منافع خود از ترغیب دخالت خارجی تا جدایی طلبی و یا مبارزه مسلحانه یکی را پیش کشیده و مطرح ساخته است. النهایه در چنین طیف متنوعی از نظریات و استراتژی های مبتنی بر آن، انتخابات آزاد واقعی و منصفانه که به گذار بسیاری از ملل موجود جهان به دمکراسی یاری رسانده است سالم ترین، مطمئن ترین و بی هزینه ترین آنهاست.


تلاش ـ بازهم با استناد به بياناتی در سخنرانی اخيرتان، شما بر اين نظريد که برای گذار به دمکراسی علاوه بر اين که بايد به اهميت و جايگاه محوری انتخابات آزاد در دمکراسی پی برده شود، همچنين بايد حقوق انتخاباتی مردم برای همگان و از جمله برای خود آنها کاملاً روشن باشد. آيا غير از رفتار رژيم در نقض و پايمال کردن حقوق انتخاباتی مردم، می توان گفت که کاستی هائی در زمينه آگاهی مردم نسبت به اين حقوق و بهره گيری از آنها وجود دارد؟ اساساً برای مردمی که رژيم از رأيشان تنها در جهت بقای خود در قدرت سوء استفاده می کند، و شاهد آنند که آرا شان در تغيير اوضاع تأثيری ندارد، چه آگاهی بالاتر از آن که رأی خود را از عوامل آن رژيم دريغ نمايند؟


شریعتمداری ـ عدم شرکت در انتخابات یک مبارزه مدنی، سالم و موثر است ولی ما نمی توانیم آرزوهای خود را بجای واقعیت بنشانیم. این حربه در صورتی موثر است که سامان یافته، سنجیده و در ازاء همراهی و همدلی با اپوزیسیون دمکرات شکل گرفته و آراسته یی باشد که عدم شرکت مردم در انتخابات به حساب بستانکار او واریز شود. وگرنه در همه ی نظام های حکومتی که در آنها انتخابات انجام می شود درصد بالایی از مردم بدلایل مختلف در انتخابات شرکت نمی کنند بدون اینکه در سرنوشت آن نظام سیاسی عدم شرکت آنان موثر باشد. در این سالهای متمادی میانگین شرکت مردم در انتخابات در ایران از اغلب کشورهای دنیا بالاتر است و گمان نمی کنم که در آینده نزدیک نیز در این وضع تغییر محسوسی پیدا شود. مردم به اهمیت رای خود در شرایط موجود به اندازه کافی آگاهی ندارند. اپوزیسیون در این مورد با سیاست سیاه و سفیدی خود همواره مورد بی توجهی آنان قرار گرفته است. مردم هنوز به اندازه کافی شاید نمی دانند که معنای واقعی انتخابات یعنی اعطای نمایندگی به عده یی برای شرکت در حکومت از طرف آنان و برای آنان و بنابراین حکومت اولاً تنها منبع مشروعیت خود را طی انتخابات از آنان کسب می کند و نه از آسمان وحی وگرنه احتیاجی به برگزاری انتخابات نبود و ثانیا حکومت کارگزار، مستخدم و وکیل موقت آنان تا انتخابات بعدی است و از همه مهم تر اینکه هرکدام از آنان نیز در صورت احراز شرایط عادلانه و منصفانه باید بتوانند از طرف دیگران برای حکومت کردن انتخاب شوند. این همان آگاهی اساسی عمومی است که باید به شکل جنبش مطالباتی گسترده و ملی درآید. عدم شرکت در انتخابات خود گزینه دیگری از شرکت در انتخابات است و آگاهی عمومی می تواند هم از شرکت در انتخابات و هم از عدم شرکت در انتخابات و یا تحریم آن حربه یی موثر برای دموکراتیک کردن شرایط و گذار به دمکراسی بسازد و در صورت عدم آگاهی مردم هم از شرکت و هم از عدم شرکت آنان سوء استفاده خواهد شد.


تلاش ـ تجربه های پيشين نشان می دهند که موضوعات محوری هر انتخابات را رژيم بر مبنای درگيری های درونی خود و به نام حل بحرانهائی که خود بانی آنها بوده، تعيين کرده است. مردمی هم که در هر صورت در انتخابات شرکت کرده اند، از موضع تعيين تکليف با آن موضوعات بوده است. امروز هم موضوع محوری ماندن يا رفتن دولت کنونی جلوه داده شده و اين گونه تبليغ می شود که با راه يافتن نمايندگانی از جناح ديگر به مجلس، زمينه برکناری «دولت وحشت احمدی نژاد» فراهم خواهد شد. برخی همين چشم انداز را برای شرکت در انتخابات و پيوستن به جبهه مخالفت با دولت احمدی نژاد و حمايت و تقويت آن جبهه بقدر کافی مهم می دانند. آيا فکر می کنيد در چنين فضائی کسی به مطالبات و انتظارات اپوزيسيون آزاديخواه و شعار انتخابات آزاد توجه ای نشان خواهد داد؟


شریعتمداری ـ البته اپوزیسیون ضعیف در همه ی زمینه ها تاثیرگذاریش محدود است و این زمینه ی مهم نیز استثنا نیست. ما به اندازه یی می توانیم تاثیرگذار باشیم که پیوندهای اجتماعیمان اجازه می دهد و مردم فقط به حرفهای عملی و واقعی که امکان آنرا داشته باشند که بشنوند التفات خواهند نمود. ولی دلیل ضعف مخالفین از جمله در دید غیرواقعی آنها نسبت به اوضاع است. پیوند با جنبش های واقعی اجتماعی می تواند زمینه ی رفع این ضعف مزمن باشد.


تلاش ـ انتخابات در حکومت اسلامی تا کنون از يک سو در خدمت دست بدست شدن قدرت در دايره بسته ای بوده است و از سوی ديگر بدنبال هر انتخاباتی چهره هائی از مدافعان حکومت آمده و رفته اند، بدون آن که گره ای از مشکلات اساسی گشوده شود. بر عکس هر روزهم بر بحرانها و مشکلات کشور افزوده شده است. چنين امری باعث شده بخش قابل توجه ای از مردم از هرگونه تحول مثبتی در چهارچوب انتخابات نااميد شوند. با توجه به فقدان هر گونه چشم انداز روشنی نسبت به تغيير وضعيت و سوء استفاده هائی که تا کنون از رأی مردم شده است، چگونه می توان از بی اعتبار شدن اصل انتخابات ـ حداقل در شرايط کنونی ـ پيشگيری نمود؟

شریعتمداری ـ مردم ایران پس از انقلاب همیشه انتخابات را جدی تلقی نموده و با وجود افزایشو با وجود افزایشص در سالهای اخیر نسبت به کمبودهای اساسی در نظام انتخاباتی موجود در مجموع بدرستی براین باورند که نتایج همین انتخابات غیرمنصفانه و مخدوش نیز برای آنها بسیار مهم است. جاافتادن اهمیت امر انتخابات در آگاهی عمومی خود امر بسیار مهم و مثبتی است و امروز اگر از افزایش آگاهی آنان برای تبدیل این امر به یک جنبش موثر مطالباتی صحبت می شود در حقیقت مبتنی براین واقعیت است که مردم انتخابات را مهم می دانند و ما تنها باید بگوئیم بسیار مهم تر از آنست که شما فقط وضع موجود را بوسیله آن (تا آنجا که ممکن است و بشما اجازه می دهند و شما حدس می زنید و گاه هم اشتباه حدس می زنید) تغییر دهید شما به کمک انتخابات آزاد می توانید حق شرکت خود را در حکومت تضمین کنید و نمایندگان واقعی خود را انتخاب نمائید این چیزیست که در این انتخابات انجام نمی شود و مردم از کنار آن به آسانی عبور می کنند. کار مهم ما افزودن این حساسیت و این آگاهی در رای دهندگان است.


تلاش ـ با وجود اين که همه ـ خاصه مخالفين رژيم ـ می دانند؛ انتخاباتی که در چهارچوب محدوديت های ساختاری، قانونی و انحصار طلبی عملی جناح های مختلف رژيم اسلامی برگزار می گردند، نه آزاد است و نه انتخاب، پس چرا انتخابات برخی از نهادهای رژيم، بويژه انتخابات رياست جمهوری و مجلس اسلامی اينقدر پر سرو صدا و با بازتابی گسترده است، به ويژه در ميان مخالفين نظام که هيچ دستی و هيچ نقش و نفوذی در آن ندارند؟


شریعتمداری ـ در شرایط حساس جهانی، منطقه یی و داخلی تغییرات تعادل قدرت در جناح های داخلی جمهوری اسلامی برای جامعه ایران، جامعه بین المللی و مخالفین نظام مهم و اساسی است و حتی اگر انتخاباتی در ایران نبود و این کار صرفا بوسیله انتصاب انجام می شد باز هم اهمیت خود را از دست نمی داد. در نظام شوری سابق همه ی دنیا چهار چشمی تغییرات پولیت بورو را در آن کشور دنبال می کرد. آمدن گرباچف در همان چهارچوب انجام گرفت و آغاز پایان آن نظام بود. اهمیت این تعادل نیرو در نظام جمهوری اسلامی ربطی به اصالت صحت و آزادی انتخابات ندارد و عوامل بسیار ظریف دیگری آنرا مهم می کنند.


تلاش ـ آيا به نظر شما بايد در انتخابات آينده شرکت کرد؟ در صورت پاسخ بله، بايد به کدام گروه و دسته از کانديداها رأی داد؟


شریعتمداری ـ بنابرآنچه که گفته شد در انتخابات پیش رو با وجود فرصت کم می توان شعارها و برنامه حداقلی بعنوان رئوس جنبش مطالباتی انتخابات آزاد سامان داد و از مردم خواست که هرکس که در مبارزه ی انتخاباتی خود این برنامه را بدون اما و اگر مطرح و از آنان پشتیبانی نمود شایستگی آنرا دارد که مورد پشتیبانی شما قرار گیرد. هم چنین می توان از نمایندگانی که صلاحیتشان از طرف شورای نگهبان رد می شود و یا از دسترسی به رسانه های عمومی و تبلیغات آزاد محروم می شوند و یا امنیتشان به خطر می افتد خواست که به نهادهای بین المللی شکایت کرده و خواستار رسیدگی به حق خود بشوند. اپوزیسیون ایران نیز می تواند با مراجعه به این نهادها خواستار احقاق حقوق انتخاباتی خود شود. البته راهکارها به این محدود نمی شود. آنچه گفته شد فقط چند مثال بود.


تلاش ـ آقای شریعتمداری با تشکر فراوان از شما