روز ملی
ایران
مصاحبه خبرگزاری
جبهه ملی
ایران با کورش
زعیم
13 آبان 1386
موضوع:
روز ملی ایران
پرسش: شما در
سخنرانی هفتم
ابان در پای
آرامگاه
کورش، این روز
را روز ملی
ایران
نامیدید. چه انگیزه
ای شما را به
این فکر
انداخت؟
کورش زعیم: من
به دو دلیل روز
هفتم آبان را
روز ملی ایران
اعلام کردم.
یکی اینکه
هفتم آبان 539
پیش از میلاد
روزی بود که هویت
فرهنگی و
خِرَد ایرانی
بر جهانیان
آشکار شد که
هنوز پس از 2546
سال بر زندگی
بشریت سایه
افکنده است.
ما در ایران
جشن ها ملی
زیادی داریم، مانند
نوروز،
مهرگان، یلدا
و سده، ولی
روز ملی
نداریم. روزی
که معنای سیاسی
داشته باشد،
فقط از آن
ایرانیان
باشد و غرور
ملی ما در آن
متجلی شود.
روز هفتم آبان
که روزیست
متعلق به
ایرانیان و
ستایش انگیز
همه جهانیان
در درازای
تاریخ، از دید
من روز مناسبی
برای ایجاد
روز ملی ایران
بود.
در این روز،
کورش که
امپراتوری
بابل را گشوده
بوده به آن
شهر وارد شد.
مردم بابل
وحشت زده
انتظار داشتند
که برابر با
سنت زمان و
کردار همه
فاتحان،
فرمان به قتل
عام آنها داده
شود، به
زنانشان
تجاوز شود و
به کنیزی برده
شوند،
فرزندانشان
به بردگی برده
شوند، خزانه
کشورشان و
خانه هایشان
غارت و شهرشان
به آتش کشیده
شود؛ و در
پایان،
فرمانروایی
خشن و زورگو
بر آنها
گماشته گردد.
ولی کورش در
آن روز تاریخی
رو به مردم
بابل، ولی
خطاب به همه
جهانیان، گفت:
در همه زندان
ها باید باز
کنید که در
قلمرو من زندانی
نخواهد بود!
بیش از دویست
هزار نفر
زندانی که
یکصدهزار نفر
(یا به روایتی
دیگر چهل هزار
نفر) آنان
یهودی بودند و
به جرم مذهب و
عقیده به بند
کشیده شده
بودند آزاد
شدند.
گفت: در قلمرو
من هر کس می
تواند خدای
خود را نیایش
کند و هیچکس
حق ندارد به
دلایل مذهبی
یا عقیدتی
مزاحم کس دیگر
شود! آنگاه
خود، که یکتا
پرست بود، بر
خدای بابلیان
نیایش کرد.
جالب اینکه
بیشینه
سربازان کورش
چند خدایی
بودند. او
همیشه نخست به
خدای یکتا و
سپس به همه
خدایان
سربازانش
نیایش می کرد.
گفت: همه
بردگان
آزادند. در
قلمرو من هیچ
کس برده کسی
نخواهد بود و
همه آزاد و
برابرند! کورش
هرگز از دشمن
شکست خورده
اسیر نمی
گرفت. سربازان
شکست خورده می
توانستند به
خانواده ها و
کار و زندگی
خود برگردند
یا می
توانستند هم
پیمان او
باشند و در
کنار او،
همتراز و برابر
با سربازان
ایرانی،
بجنگند.
گفت: همه آزاد
هستند هر شغلی
را که مایلند
اختیار کنند،
هر جا که
مایلند زندگی
کنند، به هر
کجا که مایلند
سفر کنند. در
قلمرو من فرصت
برای همه برابر
است!
کورش برای
کشورهای شکست
خورده
فرمانروایی تحمیل
نمی کرد و
آنها می
توانستند
فرمانروای خود
را خود بر می
گزیدند. کورش
حتا برای نجات
ملت های در
بند
دیکتاتورها
لشگر می کشید،
آنها را آزاد
می کرد و
فرمانروای دادگری
را جانشین می
نمود و بر می
گشت.
کورش اگر می
شنید یکی از
فرماندهانش
نسبت به مردم
عادی خشونت
کرده است، بی
درنگ او را
عزل می کرد.
اگر می شنید
در جنگ
سربازان
تسلیم شده را
کشته اند،
فرمانده و
سرباز خاطی را
شدیدا تنبیه
می کرد.
نبوغ کورش
برآیند
آمیختگی دو
قوم بزرگ
ایرانی و
آریایی پارس و
ماد (که اکنون
آذریان و کُردان
خوانده می
شوند)، بود.
آمیختگی این
دو قوم، ایران
بزرگ را بوجود
آورد، کورش را
بوجود آورد و
در تاریخ
بشریت شگفتی
آفرید. و در
طول تاریخ،
این آمیختگی
پارس و ماد،
یا پارس و
آذری و کرد،
که اکنون با
هیچ غربالی
قابل تفکیک
نیستند، نه
تنها هزاران
نابغه به جهان
عرضه کرده،
بلکه استقلال
و یکپارچگی
این سرزمین را
تضمین نموده
است.
پرسش: شما در
سخنرانی روز
کورش گفتید که
کورش هرگز
نخفته است.
ایا منظور شما
در دل ما ملی گراین
است یا در دل
همه مردم
ایران؟
کورش زعیم: از
آنجا که برخی
گفته اند که:
کورش بخواب که
ما بیداریم، و
برخی می گویند
که کورش را خواب
برد و ایران
را آب برد، من
در پای
آرامگاه کورش
در پاسارگاد،
برای همه آنها
که تصور می کنند
کورش مرده
است، گفتم که
کورش هرگز
نخفته است،
زیرا روح او
در وجود همه
ما ایرانیان
بیدار است.
روح کورش
درجوانان ما
دمیده شده که
آنان پیشرو
بازگشت به خرد
شده اند، و از
واپسگرایی و
نادانی و فساد
روگردان
هستند.
روح کورش در
زنان شیردل ما
دمیده شده که
جاهلیت و
تبعیض و
انگیزه شهوت
پرستی را به
چالش کشیده
اند.
سربازان ما
سربازان کورش
هستند.
پاسداران ما
پاسداران
سرزمین کورش
هستند. اکثریت
بسیجیان ما
خود را فرزند
کورش می دانند.
من مطمئن هستم
که سربازان ما
و پاسداران ما
و بسیجیان ما
در هیچ شرایطی
هرگز میهن به
دشمن نخواهند
داد، و به
هنگام، میهن
ما را از دروغ
و فساد نیز
خواهند زدود.
من همچنین به
کوردلانی که
در مرزهای ما
به آز خاک این سرزمین
نشسته اند،
هشدار می دهم
که همان مرزداران
ما و همان
مرزنشینان
ما، مانند
همیشه امید
آنان را به
نابودی
خواهند کشاند.
و به دولتهایی
که با پول و
دروغ پردازی و
سرقت هویت
ایرانی از
آنها حمایت می
کنند، هشدار
میدهم که با
پول و خدعه
نمیتوان
تاریخ خرید یا
فرهنگ ساخت.
اگر چشم
آزمندی از
گستره فرهنگ و
تاریخ ایران
زمین
برندارند،
خواهند فهمید
که تا چه
اندازه
یکپارچگی و
ثبات خودشان
بر روی یخ
نازک استوار
است.
پرسش: انگیزه
نسل جوان برای
بزرگداشت
کورش چیست، با
وجود اینکه نظام
جمهوری
اسلامی هیچ
کاری در
راستای
شناسایی کورش
و
دستاوردهایش
نکرده است؟
کورش زعیم:
انگیزه
جوانان ما
واکنش به همان
بی اعتنایی
ودشمنی نظام
جمهوری
اسلامی با
فرهنگی است که
کورش نماد آن
به شمار می
رود. امروزه،
سواد اجتماعی
و اطلاعات و
آگاهی و ژرفای
درک نسل جوان
ما بسیار
بیشتر از
کسانی است که
بر ما حکومت
می کنند. با
قطعیت می توان
گفت که
حکومتگران ما
بسیار ناآگاه
تر، بی سوادتر
و کم هوشتراز
جوانان ما
هستند. به
همین دلیل،
نسل جوان ما برای
خود ذهنیتی از
آنچه می خواهد
در جامعه برقرار
باشد ساخته که
با ذهنیت نظام
جمهوری
اسلامی بسیار
متفاوت است و
هیچ فصل مشترکی
ندارد. کورش
به علت خرد و
فرهنگ والایی
که عرضه می
کند، و این
خرد و فرهنگ
والا به نسل
جوان ما غرور
ملی و اعتماد
به نفس می
دهد، بطور طبیعی
برای نسل جوان
ما جاذبه ای
فوق العاده
دارد.
پرسش: شما
برای اینکه
روز ملی ایران
در تقویم
ایران ثبت
شود، از
ایرانیان خارج
از کشور چه
انتظاری
دارید؟
کورش زعیم: من
پشتیبانی و
ترویج این روز
را از هم
میهنان داخل و
خارج از کشور
می خواهم. با
عنوان کردن
این روز ملی
ایران در کنار
روزهای ملی
کشورهای
دیگر، مثل 4
جولای
امریکا، 14
ژوییه فرانسه
و روزهای
استقلال
کشورهای
دیگر، این روز
باید جشن
گرفته شود و
تعطیل ملی
اعلام شود.
البته وقتی ما
دارای یک مجلس
شورای ملی
شدیم که با
رای آزاد مردم
برگزیده شده
باشد و بله
قربان گوی کسی
نباشد، من این
پیشنهاد را
برای رسمی و
قانونی شدن به
آن مجلس خواهم
داد.
پرسش: از آنجا
که شما باور
دارید کورش
نخوابیده است
(علیرغم شاه
در 34 سال پیش)،
آیا تصور می
کنید که
ایدئولوژی
کورش به کار
نجات ما خواهد
آمد؟
کورش زعیم:
کورش به نجات
ما آمده است.
او اینجاست.
او در دل
جوانان و
دانشجویان
ماست، در دل زنان
ماست، در دل
کارگران ماست،
در دل ارتشیان
و پاسداران
ماست. این
کورش است که
جمهوری
اسلامی از آن
واهمه دارد نه
از امریکا. می
تواند با
امریکا سازش
کند، بند وبست
کند تا پابرجا
بماند.
میتواند در
جنگی نابرابر
با غرب، همه
امکانات
نظامی و
اقتصادی ما را
به نابودی
بکشاند و
هزاران نفر از
ملت ما را به
کشتن دهد تا
دمی بیشتر بر
سر پا بماند،
ولی حریف کورش
نمی شود. چون
سایه کورش
سراسر ایران
زمین را
فراگرفته و به
هر سو و به هر
کس می نگرند،
چهره کورش را
در او می
بینند. اکنون
بخوبی درک
میکنند که این
سرزمین از آن
کورش است نه
سرزمین
جاهلان
پابرهنه، و کورش
سرزمین خود را
طلب می کند.
12/08/86